دات نت نیوک

ناتوانان

معلولیت و ناتوانی چیست؟

 

 



معلولیت عارضه ای طبیعی و اجتماعی است که در جوامع مختلف به صورتهای گوناگون دیده می‌شود.
آمار نشان می‌دهد که درصد قابل توجهی از افراد هر جامعه را معلولین تشکیل می‌دهند. به طور مثال طبق آماری که از طرف سازمان بهداشت جهانی وابسته به سازمان ملل متحد درسال جدید منتشر شده است، ده درصد از مردم در جهان به نوعی معلول هستند، امروزه با پیشرفتهای زیادی که در علوم مختلف از جمله پزشکی، روانشناسی، جامعه شناسی، تربیت بدنی و غیره به وجود آمده است، سعی می‌شود هرچه بیشتر به این گونه افراد کمک شود تا بتوانند به طور مستقل و بدون کمک دیگران و نیز بدون آنکه خود را سربار جامعه احساس کنند و یا منزوی باشند، به زندگی عادی خود بپردازند. تدابیری که به اینمنظور ازطرف ارگانهای مختلف به عمل می‌آید بیشتردر زمینه فراهم آوردن امکاناتی از قبیل مسکن مناسب با وضع معلول، شغل مناسب، وسیله حمل ونقل (به طور مثال اتومبیلهای مخصوص برای معلولین قطع نخاعی)، وسایل آموزشی و کمک آموزشی مناسب، گذراندن اوقات فراغت و ... است.


گذراندن اوقات فراغت با ورزشهای تفریحی به وسیله معلولین از اهمیت بیشتری حتی نسبت به افراد غیر معلول دارد زیرا متخصصان آشنا با خصوصیات معلولین و نیز متخصصان تربیت بدنی و ورزش معلولین معتقدند که اگر ورزش برای غیرمعلولین امری مستحب است، برای معلولین امری واجب می باشد. آنها معتقدند که اگر چه ورزش برای افراد غیر معلول بسیار نیکو و پسندیده است اما اگر هم به آن نپردازند از طریق فعالیت های روزانه تا حدودی نیازهای حرکتی خود را برطرف می کنند اما معلولین باید این نیازها را با انجام مرتب فعالیت های ورزشی برطرف نمایند.

 


تعریف معلول و معلولیت


اصولا ً ناتوانی ها، ناهنجاری ها و نارسائی هایی که برای یک انسان به عنوان یک موجود زنده به وجود می آید خود را در سه قالب نمایان می سازد:

  • بیماری ها: که بوسیله اتخاذ تدابیر کلینیکی، داروئی و یا احتمالا ً از طریق حرکت درمانی معالجه شده و از بین می روند.
  • ضعف ها: مانند ضعف های نگهداری، ضعف های ارگانی و یا ضعفهای هماهنگی که بوسیله حرکات اصلاحی برطرف می شوند.
  • معلولیت ها: که نه قابل معالجه و نه قابل برطرف کردن هستند.

 

بنابراین معلولیت عبارتست از هرنوع ناتوانی، ناهنجاری و یا نارسائی که قابل برطرف کردن و یا معالجه نباشد.
و به عبارت دیگر معلول کسی است که دارای ناتوانی، ناهنجاری و یا نارسائی بوده که قابل برطرف کردن و یا معالجه نباشد.
معلولیت عبارتست از محدودیت های دائمی در زمینه های مختلف جسمی، حسی یا ذهنی ـ روانی که شخص مبتلا به آن را در زندگی روزمره در مقایسه با سایر افراد جامعه دچار مشکل یا محدودیت سازد.
اشخاص معلول، انسانهایی هستند که عملکرد جسمانی، توانایی های ذهنی و یا سلامتی روانی آنها به احتمال قریب به یقین به مدت بیش از شش ماه از آنچه استاندارد سن آنهاست انحراف داشته و به همین دلیل برای آنان در زندگی روزمره مشکلاتی را بوجود می آورد.

 


تقسیم بندی معلولین


برای معلولین تقسیم بندی های مختلف و متفاوتی ازدیدگاه های گوناگون وجود دارد. عده ای معلولین را حتی به ده گروه مختلف نیز طبقه بندی کرده اند. آنچه که برای درس تربیت بدنی و ورزش معلولین مهم و مفید تشخیص داده شده، تقسیم بندی آن به سه گروه کلی به صورت زیر  است:

 

  • معلولین حسی

 

  • معلولین جسمی یا حرکتی

 

  • معلولین ذهنی و روانی

معلولین حسی:

معلولین شنوایی: شامل ناشنوایان و کم شنوایان
معلولین بینای : شامل نابینایان و کم بینایان

 

معلولین جسمی یا حرکتی:

 معلولین آسیب دیده به سیستم اعصاب مرکزی یا محیطی (مانند معلولین c.p. یا فلج مغزی، معلولین قطع نخاع و معلولین فلج اطفال یا پلیوملیت)

 معلولین قطع و نقص عضو


معلولین آسیب دیده به ارگانهای داخلی (مانند سرطان، آسم، دیابت و ناراحتی های حاد قلبی- عروقی – تنفسی). ( لازم به ذکر است، به دلیل اینکه برای این نوع آسیب دیدگی ها تاکنون معالجه قطعی پیدا نشده است و اگرچه با پیشرفت های فزاینده ای که در علم پزشکی به وجود آمده، برخی از آنها تا حدودی تحت کنترل در آمده اند. اما با تعریفی که سازمان بهداشت جهانی دارد آنها نیز نیاز به گرفتن خدمات و سرویس های مخصوص بوده و از این رو در گروه معلولین قرار می گیرند).


معلولین ذهنی- روانی


  • معلولینی که دارای اختلالات رفتاری هستند
  • معلولینی که دارای عقب ماندگیهای ذهنی هستند
  • معلولین منگولیت
  • معلولینی که دارای مشکلات روانی هستند


   


هر نوع معلولیتی روی تمامی ‌وجود شخص اثر می‌گذارد و اگر چه می‌توان نوع و درجه معلولیت را مشخص کرد ولی، قاعدتاً باید از تاثیرگذاری معلولیت روی تمامی ‌ساختار و تواناییهای فیزیکی و روانی شخص صحبت کرد. به همین علت است که نمی‌توان در مورد معلولین جسمی ‌فقط به معلولیت های قابل تشخیص و یا ظاهری توجه نمود، بلکه باید به تأثیرات احتمالی که این معلولیت ها بر روی روان شخص معلول برجای می‌گذراند نیز توجه کرد. به طور مثال یک شخص معلول قطع نخاعی فقط فاقد توانایی های حرکتی نیست بلکه از وضعیت قرارگیری و موقعیت و احساس گرما و سرما در اندام فلج شده خود نیز بی اطلاع است. می توان گفت او به دلیل عدم وجود احساس در اندام فلج شده خود، فاقد حس لامسه در آن نواحی نیز می باشد. این امر به نوبه خود به اختلالات روحی- روانی شخص معلول منجر می شود که آن را می‌توان در نوع رفتار یک شخص معلول نخاعی به خوبی مشاهده کرد. بر عکس هرگونه صدمه دیدگی که در زمینه روحی- روانی به وجود آید نیز با تأثیرگذاری روی اعمال حرکتی شخص باعث می‌شود که رفتار حرکتی او از هنجارهای طبیعی فاصله بگیرد.


در مثالی دیگر، موقعیت یک شخص نابینا باعث می‌شودکه تغییراتی در قوه درک او از محیط زیستش به وجود آید. به خاطر فقدان قدرت درک از طریق حس بینایی، درک او از محیط زیستش محدود به درک از طریق لمس یا شنیدن می‌شود که این امر نیز بر زمینه روحی- روانی او تأثیر می‌گذارد. از طرف دیگر روند تکامل ذهنی، به خصوص جریان هدایت و تنظیم حرکات تحت تأثیر قرار می‌گیرد، به طوری که نوع حرکات یک شخص نابینا با نوع حرکات افراد غیرمعلول (بینا) کاملاً متفاوت است. 
مثالهایی که آورده شد، مشخص می‌کنند که هر معلولیتی در درجه اول شامل یک قسمت یا یک عضو از بدن می‌شود، اما نباید از اثرات مستقیم یا غیرمستقیم آن روی سایر زمینه های جسمی ‌یا روحی- روانی شخص غافل شد.