دات نت نیوک

سالمندان

  زیر سایه سار محبت تو


نمی توانیم فراموش شان کنیم. تمام لحظاتی را که آنطور عاشقانه کنار ما بودند اما کارچندان ساده ای نیست. باید تمام جوانب را در نظر بگیریم....






سالمندی فرآیند عادی و طبیعی زندگی هر فرد است. در این دوران تغییرات بسیاری از نظر جسمی، روانی و اجتماعی در افراد سالمند ایجاد می‌شود.


این تغییرات ممکن است روی رفتارهای افراد سالمند تأثیر گذاشته و سبب بروز رفتارهای خاصی در آنان شود که این رفتارها می‌تواند نگرش اعضای خانواده را نسبت به سالمندش تحت‌تأثیر قرار دهد.


گاهی برخی سالمندان به علت غلبه اختلالات روانی و عاطفی دچار نوعی بازگشت به دوران کودکی شده و حالاتی از لجبازی و مقاومت توأم با اصرار، بی‌نظمی در رفتار، خودمداری و خودخواهی در آنان پدیدار می‌شود.


در هر صورت باید دانست که بسیاری از این حالات به علت تغییرات طبیعی سالمندی در آنان عارض شده است.


جایگاه اصلی سالمندان؛ خانه خودشان است، جایی که در آن رشد یافته، زندگی کرده و شاهد بزرگ شدن فرزندان خویش بوده‌اند؛ از این‌رو لازم است همراهان سالمندان به‌ویژه نسل جوان که از نظر جسمی و روانی ممکن است فرسنگ‌ها با فرد سالمند در خانه فاصله داشته باشند، ضمن آشنایی بیشتر با دنیای سالمندان خود را آماده بهره‌برداری از تجارب و جنبه‌های مثبت فراوان این گروه سنی در جامعه به‌ویژه درون خانه کرده و زندگی سرشار از آرامش برای سالمندخویش رقم زنند.

 

یک داستان تکراری

وقتی یکی از اعضای خانواده بیمار می‌شود، تمام خانواده به نوعی درگیر هستند. اگر آن بیمار پدر، مادر یا یکی از سالمندان خانواده باشد اعضای خانواده با مشکلات متعددی روبه‌رو می‌شوند.

 

برنامه‌ای برای همه خانواده

شما باید مطمئن باشید برای سالمند و خودتان بهترین کار را انجام می‌دهید اما اگر طوری رفتار کنید که فقط از سالمندتان مراقبت کنید و دیگر افراد خانواده را از دست بدهید، هیچ بردی نکرده‌اید.

پیش از هر چیز یک تیم مراقبتی تشکیل دهید. کسانی که حاضر باشند به هر اندازه برایشان مقدور است، به شما کمک کنند. حتی اگر دوستی دارید که حاضر است یک روز در ماه به شما در مراقبت از سالمند کمک کند، به او نگویید: نه! ممنون.

این می‌تواند یکی از روزهای مرخصی شما برای با خانواده به سر بردن باشد.

در کنار هم قرار دادن بودجه و امکانات می‌تواند برای شما وضعی فراهم کند که بیش از پیش رضایت خود و خانواده را فراهم کنید.

برنامه‌های مراقبتی خانواده‌ها اغلب بر توان یک نفر در خانواده متمرکز می‌شود در حالی که بهترین برنامه آن است که از تمام نیرو‌ها کمک بگیرد


شرایط روانی خانواده را در نظر بگیرید

بیماری یک مشکل فیزیکی است اما حضور یک سالمند بیمار در خانواده برای او و دیگران تبعات روانی بسیاری دارد. همان طور که فرزند بیمار به مادر یا پدر خود توجه زیادی می‌کند بناچار از دیگر اعضای خانواده ممکن است غافل شود.

باید پیوسته نیازهای روحی روانی خانواده را زیر نظر بگیرید و مراقب باشید از نیازهای همسر و فرزندان خود غافل نشوید زیرا این غفلت می‌تواند روندی پیش بیاورد که مراقبت از سالمندتان را نیز غیرممکن کند.

برای برنامه‌ریزی مراقبتی، وضع بیمار و خانواده را با کمک پزشک او و یک فرد قابل اعتماد مثل روان‌شناس یا مشاور خانواده بررسی کنید و از آنها کمک بگیرید. روان‌شناس خانواده می‌تواند بار فشاری را که بر اثر مراقبت از بیمارتان بر دوش دارید، برای خانواده سبک و تحمل‌پذیر کند.

 

کمک‌های مردمی

برنامه‌های مراقبتی خانواده‌ها اغلب بر توان یک نفر در خانواده متمرکز می‌شود در حالی که بهترین برنامه آن است که از تمام نیرو‌ها کمک بگیرد. این نیروها می‌توانند انجمن‌های خیریه، خیرین متمرکز در مساجد محل، داوطلبان مراجعه‌کننده به شورای محلات یا هر گروه امدادرسان و کمک‌دهنده‌ای باشد که باری از مشکلات خانواده بکاهد.

انجمن‌های مردمی وجود دارند که با موضوع سالمندی فعال هستند. شما می‌توانید از آنها کمک بگیرید یا به آنها پیشنهاد دهید بازوهای حمایتی را در این راستا فعال کنند. همسایه‌ها، دوستان و اقوام از دیگر گروه‌هایی هستند که می‌توانند به شما در مراقبت از سالمندتان یاری برسانند. این کمک می‌تواند در هر زمینه‌ای باشد؛ از نگهداری کودکتان گرفته تا کمک به خرید خانه.

سعی کنید خود را در شبکه‌ای از یاری و پشتیبانی قرار دهید. تنها ماندن در مراقبت از یک بیمار یا سالمند شما و خانواده‌تان را خیلی زود خسته و فرسوده می‌کند، خصوصا اگر سالمند شما مشکلات زیادی داشته باشد و نیازمند مراقبت تمام وقت باشد.

 

بال‌هایم را بر سر شما می‌افکنم

سال‌های سال طول کشید تا من که مثل یک دانه در زندگی روییده بودم، بزرگ بشوم و شاخ و برگ بدهم و تنومند شوم. تمام این سال‌ها مادر و پدر بودند که مرا از توفان‌های زندگی حفظ می‌کردند. آنها زندگی و عمر خود را فرش راه من می‌کردند که مبادا خاری به پای من برود و امروز من باید دین خود را به آنها ادا کنم. امروز که مادر مانند نوزادی تازه به دنیا آمده باید از دست من تغذیه شود و بابا مثل یک افسانه قدیمی هر روز دارد کوچک‌تر می‌شود و چیزهای کمتری از دنیا را به‌خاطر می‌آورد. امروز می‌خواهم مادر و پدر آنها باشم و چنان‌که خدا خواسته است، آنان را زیر پرو بال بگیرم.

 

 



فرهنگ احترام به سالمند در جامعه پررنگ شود

بازنشستگی یكی از دوران معمول زندگی است، پس نیاز به آماده شدن و مهارت یابی برای آن هم مثل همه دوران ها جدی می شود. در اغلب موارد در این دوران خانه نشینی های مداوم زندگی را به سکون تبدیل کرده، حال آنکه تحرک و شادی تکراری شدن زندگی را کمرنگ می کند.



 

عینک را از جعبه درمی آورد و جملات روزنامه را یکی یکی بالا و پایین می کند. گوشه خانه تفرجگاه او شده است؛ مبلی که رویه آن رنگش پریده تر از مبل های دیگر است. آخر این مبل رنج و درد یک سالمند را از سایر آنها بیشتر درک کرده است.
دقیقه ها را می شمارد و پیش خود می گوید لعنت بر دقیقه های کشدار، چرا زمان نمی گذرد؟ بیشتر از گذشته دلش می خواهد مقابل زندگی بنشیند و با او بگو مگو کند؛ یک سالمند که تصمیم خود را گرفته است و حتی نمی خواهد قدمی کوچک به سمت زندگی و در اجتماع بودن بردارد. با وجود این که خانواده اش گسترش یافته است و امروز همان عروس و دامادها و نوه هایی که دیروز آرزویشان را داشته کنارش هستند، اما باز احساس می کند درگیر تکرار شده است و از خود می پرسد، راستی امروز چند شنبه است؟

خیلی از افراد از این دوران رنج می برند و حتی می ترسند بازنشسته شوند اما آیا واقعا دوران بازنشستگی ترسناك و منفور است؟ اگر این طور است پس چرا بعضی از افراد، تازه در این دوران دست به كارهای جدیدی می زنند و شكوفا می شوند؟ جواب این سوال ها این است كه شما باید یاد بگیرید دوران بازنشستگی را چطور مفید، دوست داشتنی، لذتبخش و آرامش بخش زندگی كنید.

شما بازنشستگی را چگونه می بینید؟

بازنشستگی از آن دوره های زندگی است كه مردم نگاه های مختلفی به آن دارند. از «با زن ها در خانه نشستن!» گرفته تا «همچون پرنده باز كه حالا نشسته»؛ باز را كه می شناسید؟ همان پرنده معروف ایرانی ها كه دائم می گویند: كبوتر با كبوتر، باز با باز. این یعنی بعضی ها با یك جمله معروف از همان اول خود را خانه نشین می كنند یا به خودشان اسم پرنده ای را می دهند كه كمی باید بنشیند تا احتمالا دوباره پرواز كند. پس در نخستین قدم با خودتان فكر كنید بازنشستگی برای شما چه تعریفی دارد؟

یک تعبیر اشتباه از سالمندی

بازنشستگی در تمام كشورها وجود دارد. بدترین نوع تعبیرهای رایج از بازنشستگی كه خطر روحی و جسمی برای صاحبش دارد، فكرهایی است كه می گویند: دیگر دوران كار و سودمندی ام تمام شد. این گروه چون زندگی را فقط كاركردن می دانند، بازنشستگی را هم كابوس می دانند. برخی دیگر خودشان را با كارشان تعریف می كنند و بازنشستگی را بی هویت بودن یا عاطل و باطل بودن معنا می كنند. آسیب هایی چون پرخاشگری، افسردگی ، ناامیدی، كاهش روابط اجتماعی و خانوادگی، كاهش توان جسمی به دنبال كم شدن فعالیت جسمی و ذهنی برخی از تبعات این تعریف های اشتباه از بازنشستگی است.

آرزوهای به زمین مانده برای این روزهاست

آمارها نشان می دهد كه افراد هرچه بدون آمادگی به دوران بازنشستگی برسند آن را سخت تر ارزیابی می كنند و در نتیجه دچار سختی ها و فشار روانی بیشتری هم می شوند. پیشنهاد های زیر برای روبه رو شدن با این مرحله می تواند به شما كمك كنند:
قبل از اینكه بازنشستگی شروع شود، می توانید لیستی از آرزوهای به زمین مانده خودتان را تهیه كنید. كارهایی كه مدت هاست به خاطر كار مداوم تان از آنها بازمانده اید. ممكن است سفر با خانواده، استراحت بیشتر، راه اندازی یك باغچه، كتابخوانی و راه انداختن یك كسب و كار جدید یا حتی درس خواندن در رشته مورد علاقه تان فكر خوبی برای روزهای بعد از بازنشستگی باشد. یادگیری انواع رشته های هنری، مهارت های فنی و حرفه ای و یا حضور در فعالیت های خیریه و داوطلبانه می تواند بخشی از شروع فعالیت های جدید شما باشد.

خانواده چه كند؟

بعد از سال ها وقتی پدر و مادر در یك خانواده بازنشسته می شوند شرایط خانواده تغییر می كند. گذران بیشتر وقت همسران و فرزندان همان قدر كه وابستگی آنها را به هم بیشتر می كند، احتمال ایجاد چالش را هم در خانواده افزایش می دهد. بیشتر شدن بخشی از چالش های خانوادگی در دوران بازنشستگی به خاطر بیشتر شدن زمان با هم بودن افراد است اما بخش دیگر آن می تواند از بی برنامگی همسران برای گذران اوقات خود و در نتیجه خستگی روحی، عصبانیت، دقت بیشتر به امور زندگی و... باشد.
شیرین شدن دوران بازنشستگی برای خانواده نیاز به برنامه ریزی  و آگاهی همه اعضای خانواده دارد. هرچه فعالیت، استفاده از ورزش، مشورت خواهی و گفت وگوهای خانوادگی، سرگرمی ها و حتی بازی های دسته جمعی و ایجاد دغدغه های مفید و سازنده برای فرد بازنشسته بیشتر باشد، وضعیت روحی و به تبع آن تعاملات او بهتر خواهد بود. خانواده ای كه تا دیروز به خاطر مشغله های كاری والدین از كم بودن تعاملات و با هم بودن مثل سفر، خرید، گفت وگو، كارهای مشترك و....گله مند هستند این بار فرصت خوبی پیدا می كنند تا از با هم بودن لذت ببرند.

یادگیری همیشه تازه است

یادگیری دل را تازه و روحیه را شاداب نگه می دارد. بازنشسته های بسیاری ترجیح می دهند در زمانی كه به دست آورده اند، در دوره های دانشگاهی، فنی و حرفه ای، حوزه علمیه و... شركت كنند. رفتن در این راه، امید به زندگی را به میزان قابل توجهی بالا می برد. شما هم حتما این روش را امتحان كنید. لذت آموختن و كشف كردن در این دوران بسیار شیرین تر و جذاب تر از دورانی است كه شما در دوران دانشجویی گذرانده اید.

قبل از اینكه بازنشستگی شروع شود، می توانید لیستی از آرزوهای به زمین مانده خودتان را تهیه كنید. كارهایی كه مدت هاست به خاطر كار مداوم تان از آنها بازمانده اید.

جبران معنویت از دست رفته

گاهی سال ها فرد در پی جبران وظایف دینی خود بوده اما ازدحام و انباشته شدن كارها مانع او در انجام اعمال معنوی به صورت دلخواه و متعالی آن شده است. حالا تقدیر با شما همراه شده و این فرصت برای شما فراهم شده است كه بتوانید به جبران كم كاری های معنوی تان فكر كنید. برنامه ریزی برای مطالعه روزانه قرآن، نماز یا روزه های احتمالی قضا شده می تواند بخشی از برنامه ریزی روزانه و سالانه شما باشد.

یك فكر خیر

پایه گذار بسیاری از انجمن های خیریه، میانسال هایی هستند كه روزهای بازنشستگی، فكر پویای آنها را به حمایت از اقشار نیازمند انداخته. اعتبار بازنشسته ها در جامعه، تجربه و حلقه دوستان آنها سرمایه هایی است كه می تواند جریان خیری را در جامعه بسازد.

نوه ها را به پارک ببرید

شما می توانید به آنها پیشنهاد بدهید كه چند روز در هفته از بچه های آنها نگه داری كنید. با آنها به پارك بروید؛ با این كار هم لحظات خوب و خوشی را با بچه ها بوده اید هم نوه عزیزتان را شاد كرده اید علاوه بر اینكه حتما مثل تمام دوران زندگی تان، كمك بسیار بزرگی برای فرزندان خود بوده اید

 





زندگی از پشت عینک خاکی


اگر می خواهید بدانید پیری چه احساسی دارد، روی شیشه های عینکتان خاک بمالید، در گوش هایتان پنبه فرو کنید، دستکش بپوشید




اگر می خواهید بدانید پیری چه احساسی دارد، روی شیشه های عینکتان خاک بمالید، در گوش هایتان پنبه فرو کنید، کفش های سنگینی که برایتان خیلی بزرگ است به پا کنید، دستکش بپوشید؛ بعد سعی کنید به شکل طبیعی روز را بگذرانید. طبیعی است که هر چه پیرتر می شویم، حواس و ماهیچه های ما ضعیف تر می شوند.

بعضی از نقص های پیری را به شکل های مختلف می توان جبران کرد. عینک طبی و سمعک چنین اثری دارند. می توانیم برای سالمندان شرایط و محیط های مناسب ایجاد کنیم و محیط اطراف را به گونه ای طراحی کنیم که آن ها هم بتوانند از زندگی لذت ببرند.

بینایی

بیش از 50 درصد افراد بالای 65 سال از ضعف بینایی رنج می برند. البته عینک های طبی مناسب، از وسایل ضروری این افراد است. عینک باید در محل مناسب قرار گیرد و بی مورد جابه جا نشود. هنگام مطالعه، مطمئن شوید که برای دسترسی به نور کافی مجبور نمی شوید سرتان را در زاویه ای نامناسب نگه دارید.  هنگام مطالعه از یک ذره بین دستی هم می توانید استفاده کنید.

اگر دید پیرامونی شما ضعیف شده است، شیوه های جدید نگاه کردن را بیاموزید. هنگام عبور از خیابان ، دامنه دید خود را در سمت چپ و راست بیش از پیش وسعت دهید.

اگر نمی توانید عمق ها را به راحتی تشخیص دهید، ارتفاع جدول کنار خیابان ها و پله ها را تخمین بزنید و به آن ها نزدیک شوید. اگر دیدِ شما به شدت ضعیف است، خود را از شر چیزهای غیر ضروری که به خوبی نمی بینید خلاص کنید. کشوها و قفسه های کتاب خود را مرتب کنید. روی چیزهایی که به سختی پیدا می شوند علامت برجسته ای به رنگ قرمز روشن بچسبانید.

شنوایی

تقریبا در یک سوم افراد بالای 60 سال بعضی نشانه های فقدان شنوایی وجود دارد. وقتی خوب نمی شنوید، چند لحظه طول می کشد تا آنچه را که گفته شده را بفهمید. هر اشاره ای برایتان یک معماست. برای چند لحظه کاملا گنگ می شوید. اگر نتوانید معما را حل کنید، اوضاع بدتر می شود. زیرا دیگر برای پرسیدن آنچه گفته شده، خیلی دیر است. اگر پاسخ مبهمی بدهید، همه می فهمند که شما مطلب را درک نکرده اید. وقتی از درست شنیدن خود مطمئن هستید، فوری پاسخ دهید و وقتی اطمینان ندارید، فوری بگویید: چی؟  حضور دوستی که از مشکل شما آگاه باشد و آنچه را به نظر می آید نفهمیده باشید یا بد تعبیر کرده باشید به سرعت تکرار کند، کمک بزرگی محسوب می شود. باید او را تشویق کنید که شما را یاری دهد.

وقتی صحبت های دیگران را به خوبی نمی شنوید ، به گفتگو با آنان  ادامه ندهید. راه های مودبانه ای برای قطع کلام دیگران وجود دارد.



اگر به دلیل خستگی یا ناراحتی، از همه ارتباط ها اجتناب کنید، به زودی منزوی می شوید. یکی از راه های عملی، اما دشوار چنین مشکلی آن است که رشته اصلی سخن را خود به دست گیرید. اگر موضوع را انتخاب کرده باشید، همه واژه های کلیدی آشنا به نظر می رسند و به احتمال زیاد، آن چه را  دیگران می گویند می شنوید. به عبارت دیگر، اگر شنونده خوبی نیستید، گوینده خوبی باشید.

 

چشایی و بویایی

غذاها دیگر طعم سابق را نخواهند داشت و شاید میل کمتری به خوردن داشته باشید. مقدار بزاقتان کمتر از قبل خواهد شد و شاید با مشکل بلع نیز مواجه شوید. اگر چاشنی و ادویه بیشتری به غذا بزنید و هنگام خوردن آن، نوشیدنی خود را مزه مزه کنید، به رفع مشکل کمک می شود. خشکی دهان، دندان ها را دچار مشکلاتی می کند که دندان پزشکتان در مورد آن ها توصیه هایی خواهد داشت.

اگر قدرت بویایی تان کاهش یافته مراقب باشید، ممکن است بوی دود یا بخارهای سمی را احساس نکنید. باید بیش از پیش نسبت به رایحه های لباس و محیط زندگی خود حساس شوید؛ این مسئله روی ارتباط شما با دیگران تاثیر می گذارد.

بساوایی

حساسیت سر انگشتان کمتر می شود. شما فنجانی را بر می دارید و به خاطر تصور نادرستی که از حس لامسه تان دارید، فنجان از دستتان می افتد. جا به جا کردن بشقاب، لیوان و فنجانِ سنگین، راحت تر است.




تعادل

اندام های حسی ویژه حفظ تعادل و تعیین نحوه حرکت شما حساسیت خود را از دست داده اند. هر حرکت ناگهانی موجب تلو تلو خوردن شما می شود. یک راه حل ساده این است که آهسته تر حرکت کنید، مجبور نیستید که عجله کنید. یک عصای سبک می تواند وسیله کمکی بسیار مفیدی باشد.

شاید بعضی از این پیشنهادات خیلی بدیهی باشند، اما سالخوردگان همیشه به آن ها عمل نمی کنند و عواقب این عدم توجه می تواند دردناک باشد.

 




محیط زندگی سالمندان باید چگونه باشد

 

همه ما دوست داریم برای افراد سالمندی که در کنارمان زندگی می کنند شرایط بهتر و راحت تری فراهم کنیم و حدالامکان از آنها مراقبت و مواظبت کنیم. اما اصول این مراقبت و نگهداری چیست؟ در چه شرایط محیطی شما می توانید به سلامت سالمندان کمک کنید. شاید ما به قصد دلسوزی و برای مراقبت از سالمندان گاهی روش هایی را به کار بگیریم که نادانسته به ضعف بدن آنها منجر شود. در این مطلب قصد داریم به برخی عوامل محیطی که می تواند به سلامت سالمندان کمک کند، بپردازیم.


نور کافی به جای نور کم

از اولین ملاحظات هنگام طراحی محیط مخصوص سالمندان، اختصاص نور کافی برای کمک به بینایی آنها است. می توان شدت نور و طول موج آن را به میزانی تعیین کرد که برای چشمان سالخورده ایده آل باشد. هدف در این طراحی نه صرفا افزایش میزان نور یک اتاق، بلکه کاهش ترس افراد مسن از زمین خوردن است و افزایش امکان حرکت آنها با راحتی بیشتر. شاید برخی از ما تصور کنیم که بهتر است افراد سالمند در نور کم تر باشند چون برای استراحت آنها لازم است که نور کنترل شود و حتی فکر کنیم که نور زیاد می تواند چشم آنها را آزار دهد. اما باید بگوییم که این مساله کاملا نادرست است و نور کافی یکی از فاکتورهای مهم محیطی است که فرد سالمند در آن زندگی می کند.

معمولا با ورود به دوران سالخوردگی، عدسی چشم ضخیم تر و مردمک کوچکتر می شود. به همین دلیل افراد مسن بسیار بیشتر از دیگران به نور نیاز دارند. چشم فرد سالخورده ممکن است برای داشتن دید واضح، تا پنج برابر چشم یک جوان به نور احتیاج داشته باشد. همچنین مردمک چشم به مرور خاصیت ارتجاعی خود را از دست می دهد. بنابراین چشم در سنین بالا به کندی با تغییر نور محیط تطبیق می یابد. این مشکل هنگام ورود سالمندان از فضای خارج به محیط کم نور داخل، بسیار به چشم می آید.
از این رو می توان نور روز را در ورود به ساختمان کنترل کرد. در نظر گرفتن یک محوطه ی گذار در طراحی ساختمان می تواند کمک کند تا تطبیق با نور محیط داخلی به تدریج و به سهولت انجام شود. پنجره های مرتفع و نزدیک سقف و همچنین سقف های شیشه ای در راهروهای ورودی ساختمان برای همین منظور به کار می روند. نور فلورسنت غیرمستقیم به همراه انواع کلیدهای مخصوص کم کردن تدریجی و درجاتیِ نور برای حفظ تعادل نور داخل و خارج ساختمان کاربرد دارد.
نور و نورپردازی علاوه بر کمک به ضعف بینایی، از نظر تأثیر بر سیستم اعصاب و غدد و نیز ساخت ویتامین دی(D)  اهمیت دارد. معمولاً سالمندانی که نور کافی دریافت نمی کنند دچار مشکلاتی از جمله اختلالات خواب، افسردگی و جذب پایین کلسیم می شوند. همچنین عدم دریافت نور به میزان لازم، باعث  ساخت ویتامین دی(D)  و سوخت و ساز کلسیم شده که در نتیجه استحکام استخوان ها کاهش یافته و هنگام زمین خوردن ریسک شکستگی بیشتر می شود.

تحقیقات نشان می دهد با افزایش کیفیت نور در محلی که سالمند نگهداری می شود، فاکتورهای سنجش کیفیت زندگی او بهبود می یابد. اشتها، وضعیت فیزیکی، تنهایی، اعتماد به نفس، خلق و خو، اضطراب و سلامت کلّی از جمله  فاکتورهایی است که با بهبود کیفیت نور افزایش می یابد.

 

  نقش اطرافیان در تشخیص سریع آلزایمر

این بیماری مرموز و بی‌رحم که افراد مشهور را نیز در دام خود گرفتار کرده است، امروزه بسیار گسترش یافته و هر روزه اخباری از ابتلای افراد شناخته‌شده به این بیماری می‌شنویم یا شاید شما در اطرافیان میانسال یا مسن خود نمونه‌هایی از ابتلا به این بیماری را سراغ داشته باشید.

وقتی چنین مریضی‌ای دامن یکی از اعضای خانواده را می‌گیرد تمام افراد را درگیر می‌کند، شما در این زمان احتیاج به اطلاعاتی دارید که از مراحل پیشرفت، تبعات و درمان‌های این بیماری باخبر باشید که ما در اینجا به اختصار آنها را برای‌تان شرح می‌دهیم؛


سایر پیامدهای بیماری آلزایمر

 با پیشرفت بیماری، عوارض و مشکلاتی از قبیل بی‌‌خوابی، ظهور علایم بیماری‌‌های روانی، سهولت ابتلا به سایر امراض و افزایش میزان تاثیرپذیری بیشتر ازعوارض منفی داروها، بروز خواهد کرد.

در مراحل پیشرفته بیماری، جهت پرهیز از بروز خطرات، ضروری است بیمار به صورت  دائمی تحت کنترل قرار گرفته و از وی مواظبت شود. در این حالت برخی خانواده‌‌ها مجبور به نگهداری بیمار در سرای سالمندان می‌‌شوند.

سرعت شروع معالجه در بیماران آلزایمر

هرچقدر بیماری آلزایمر زودتر تشخیص داده شود و اقدامات درمانی سریع‌تر انجام پذیرد، سرعت پاسخ بدن به داروهای تجویز شده بیشتر و احتمال بهبود عوارض و توقف پیشرفت بیماری، به میزان زیادی  افزایش می‌‌یابد.

 

نقش خانواده و نزدیکان در ارتباط با بیماری آلزایمر

بیماران مبتلا به آلزایمر (در ابتدای شروع بیماری) غالبا تغییرات غیرطبیعی ایجاد شده در خود را احساس و ملاحظه  نمی‌‌کنند. بنابراین نقش خانواده، نزدیکان و دوستان بسیار مهم و حیاتی است. برای اینکه آنها اولین کسانی خواهند بود که تغییرات ایجادشده را ملاحظه خواهند کرد. بنابراین اگر بین اعضای خانواده یا نزدیکان و دوستان خود برخی از علائم پیش گفته را ملاحظه کردید، حتما و به فوریت به پزشک متخصص مراجعه و مشاوره لازم را دریافت کنید.

 

چگونگی پرهیز از ابتلا به آلزایمر
افزایش سن یکی از دلایل اصلی ابتلا به بیماری آلزایمر است. با این حال می‌توان با افزایش تعداد مهارت‌‌ها و سرگرمی‌‌ها در افراد مسن و تشویق آنها به ورزش و انجام فعالیت‌‌های فکری، احتمال ابتلای افراد مسن به بیماری آلزایمر را کاهش داد.

درمان آلزایمر
تا کنون روش قاطعی برای درمان این بیماری توسط محققان به ثبت نرسیده است. اما عمدتا دو نوع مداوا با عناوین درمان‌دارویی و درمان غیر دارویی وجود دارد که برای درمان دارویی لازم است بیمار به پزشک متخصص رجوع کرده و تحت نظر پزشک باشد. اما روش دوم که کاربردی‌ است در مطلب بعدی به تفصیل شرح داده خواهد شد.

 

 

وقتی قصه یک عمر زندگی فراموش می شود


 مهارت های تقویت حافظه در دوران سالمندی

هنگامی که سالمندی با فراموشی مواجه می شود و دایما کارهای روزانه زندگی خود را فراموش می کند می تواند دچار کمبود اعتماد به نفس بشود و احساس حقارت و بی ارزشی پیدا کند. وظیفه و کمک ما این است که هر بار با دقت و با صبر و حوصله به آن ها گوش دهیم تا از ایجاد احساسات منفی و آسیب های بیشتر در سالمندمان جلوگیری نماییم.

 

افراد از زمان تولد تا لحظه مرگ مدام در حال رشد می باشند و مراحل مختلفی را طی می نمایند. یکی از این مراحل که مرحله آخر نیز هست، دوران سالمندی نام دارد که از 65 سالگی شروع می شود. این مرحله دستخوش تغییرات زیادی است که یکی از این تغییرات کم شدن حافظه است.

سالمندی:

با افزایش سن افراد و رسیدن به 65 سالگی، دوران سالمندی هم شروع می شود. در این دوران، احتمال فراموشکاری در افراد، افزایش می یابد ولی در کسانی که در دوران جوانی و میانسالی، فعالیت های بالاتری داشته اند و همچنین فعالیت های فکری زیادی را انجام داده اند، احتمال وقوع این اتفاق بسیار کمتر است. در این دوران معمولا فراموشکاری ها به حوادث اخیر و نزدیک زندگی روزمره بر می گردد و افراد معمولا اتفاقات و خاطرات گذشته و دور را به یاد می آورند. گاهی این فراموشکاری ها منجر به ایجاد مشکلات ارتباطی هم می شود. مثل فراموش کردن دادن پیغام ها، فراموش کردن پرداخت قبوض و مصرف دارو.

علت فراموشی چیست؟

حتما به کودکان کوچکتر این نکته را آموزش دهیم که در هنگام دیدن فراموشکاری پدربزرگ و مادربزرگشان، نخندند

فراموشی که بدون مشکلات جسمی و ضربه های به سر، در دوران سالمندی ایجاد می شود، کاملا طبیعی است و معمولا اکثر آدم ها آن را تجربه می کنند. ولی هر کس با توجه به میزان استفاده از مغزش، در دوران سالمندی به این اتفاق مبتلا می شود. برخی مواقع ایجاد فراموشی بستگی به دغدغه های ذهنی سالمندان دارد. سالمندانی که نگرانی ها و مشغله های ذهنی زیادی دارند، به دلیل اینکه فکرشان تماما معطوف به مشکلاتشان است، بیشتر به فراموشکاری مبتلا می شوند ولی علت این فراموشکاری به دلیل این است که فکرشان مداوم به مسائل دیگر می پردازد و نمی توانند به مسائل در لحظه تمرکز کنند.

آسیب های فراموشی در سالمندی


هنگامی که سالمندی با فراموشی مواجه می شود و دایما کارهای روزانه زندگی خود را فراموش می کند می تواند دچار کمبود اعتماد به نفس بشود و احساس حقارت و بی ارزشی پیدا کند. زیرا می بیند که هیچ کاری را به درستی نمی تواند انجام بدهد. برای همین نسبت به زندگی نا امید می شود. همین مساله می تواند به فراموشکاری بیشتر در سالمند کمک کند.
همچنین فراموشکاری می تواند ایجاد خشونت و حتی افسردگی نیز در سالمند داشته باشد. سالمندانی که مهارت های زندگی را بدانند و به این مساله آگاهی داشته باشند که فراموشکاری در این دوران مربوط به تغییرات فیزیولوژیک مغز است، کمتر دچار آسیب های ذکر شده می شوند.

برخورد با فراموشکاری سالمند:

به دلیل ایجاد احساسات منفی ناشی از فراموشکاری در سالمند، اطرافیان می توانند با نوع برخوردی که از خود نشان می دهند، به سالمند کمک کنند که احساسات مثبت در او شکل گیرد و یا کاری نکنند که احساسات منفی در او تقویت شود. پیشنهاد می شود که اطرافیان سالمند بپذیرند که فراموشی ویژگی مرحله سالمندی است و اکثر افراد به آن مبتلا می شوند و با ملایمت و مهربانی با این مشکل برخورد کنیم. حتما به کودکان کوچکتر این نکته را آموزش دهیم که در هنگام دیدن فراموشکاری پدربزرگ و مادربزرگشان، نخندند. اگر سالمندی یک مساله را بارها و بارها تکرار کرد وظیفه و کمک ما این است که هر بار با دقت و با صبر و حوصله به آن ها گوش دهیم تا از ایجاد احساسات منفی و آسیب های بیشتر در سالمندمان جلوگیری نماییم.


راههای تقویت حافظه در سالمندی:

در این دوران معمولا فراموشکاری ها به حوادث اخیر و نزدیک زندگی روزمره بر می گردد و افراد معمولا اتفاقات و خاطرات گذشته و دور را به یاد می آورند

برای اینکه سالمندان بتوانند این مرحله را با آسیب های کمتری طی کنند راهکارهایی پیشنهاد می شود که   می توانند بسیار کمک کننده باشد.


1- برای وسایل شخصی سالمندتان حتما جای مشخصی را در نظر بگیرید و سعی کنید بر روی یک تکه کاغذی که به دیوار زده شده، محل وسایل را بنویسید.


2- از سالمندتان بخواهید به تعریف قصه و داستان بپردازد. قصه گویی علاوه بر تقویت حافظه، بر ایجاد حالت نشاط و شادی در سالمند نیز کمک می کند.


3- برای داروها، حتما از جعبه های تقسیم روزانه و هفتگی، که در داروخانه ها هستند، استفاده کنید.
4- در ساعاتی از روز که اخبار پخش می شود، با سالمندتان به اخبار گوش دهید و راجع به آن با یکدیگر صحبت کنید.
5- همراه داشتن یک دفترچه یادداشت جیبی کوچک، می تواند به سالمند بسیار کمک کند. به سالمندتان بگویید که کارهای مهم و ضروری روش را در دفترچه یادداشت نماید و آن را همیشه به همراه خود داشته باشد.
6- رژیم غذایی مناسب و مصرف سبزی های تازه و ویتامین های A B C E، می تواند به تقویت حافظه کمک کننده باشد.
7-پرهیز و یا مصرف کمتر قند، چربی و نمک نیز در تقویت حافظه موثر هستند.
8-حفظ کردن احادیث و آیه ها و سوره های کوچک قرآن هم می تواند حافظه را تقویت کند.
9- ورزش کردن

راههای پیش گیری از فراموشکاری سالمندی:

اگر قبل از رسیدن به مرحله سالمندی، فعالیت های زیر را انجام بدهید تا حد زیادی از این مشکل به دور خواهید ماند.
1-  رژیم غذایی مناسب
2- ورزش کردن
3- بازی های فکری
4 - حل جدول
5- فعالیت هایی که مغز و دست درگیر آن هستند مثل شطرنج
6- حفظ قرآن
7- حفظ اشعار
8- درس خواندن و به روز کردن اطلاعات

 




توصیه‌هایی برای مراقبت از والدین سالمند


به ملاقات مادر پیر خود رفته‌اید و به‌ محض باز کردن در یخچال، ناگهان با منظره‌ای مواجه می‌شوید که تا پیش از این توقع آن را از مادرتان نداشتید چون با تعجب می‌بینید که همه خوردنی‌های داخل یخچال خراب و فاسد شده‌اند. این صحنه را معمولا فرزندانی که پدر و مادر سالخورده دارند دیده‌اند.




بسیاری از فرزندان بزرگسال با نگرانی این سوال را می‌پرسند که برای پدر و مادر سالخورده خود چه کار می‌توانند بکنند؟

  

مدیریت و کنترل مصرف داروهای متعدد در سالمندان

آیا والدین شما به دلیل مشکلات و بیماری‌های متعدد نزد چند پزشک می‌روند؟ در این صورت چه کسی بر تعدد و تنوع داروهای مصرفی آن‌ها در قفسه دارو‌هایشان نظارت می‌کند؟ مصرف داروهای مختلف برای کنترل چند بیماری‌ِ همزمان وقتی با مشکل فراموشی سالمندان همراه شود خطر تداخل دارویی و همزمان شدن مصرف دارو‌ها و یا حتی واکنش‌ها و حساسیت‌های مشکل‌ساز و گاهی نیز خطرناک را افزایش می‌دهد که این امر در درازمدت سبب اختلال ذهنی، ضعف حافظه و مشکلات دیگری می‌شود. این اختلالات به راحتی با زوال عقل در سالخوردگان اشتباه گرفته می‌شوند. مشکل «تداخل داروی» یک معضل شایع در میان سالمندان است. پس در صورتی که حس کردید پدر یا مادر سالخورده شما دچار سوء مصرف دارو شده، او را به نزدیک‌ترین مرکز درمانی منتقل کرده و فهرستی از تمام داروهای مصرفی وی همراه با زمان و دوز مصرف آن‌ها را به پزشک ارائه کنید. به والدین خود نیز تاکید کنید به توصیه‌های پزشک به دقت عمل کنند و در صورت بروز هرگونه حالت غیرطبیعی با او تماس بگیرند.


مطالعات متعدد نشان می‌دهد افزایش خون‌رسانی به مغز که ناشی از انجام فعالیت‌های ورزشی است نیز می‌تواند قوای ادراکی مغز را حفظ کرده و ضمن افزایش سلامت مغز، علائم ابتلا به افسردگی را در سالمندان به حداقل برساند

 

حفظ تعادل در حرکت

زمین خوردن یکی از عوامل اصلی جراحت‌های منجر به فوت در بیماران 65 سال به بالا است. گزارش‌های مرکز کنترل و پیشگیری امراض آمریکا (CDC) ضمن بیان این مطلب نشان می‌دهد در سال 2012 میلادی بیش از 1/6 میلیون سالمند به دلیل بروز جراحت‌های ناشی از زمین خوردن و افتادن برای درمان به مراکز فوریت‌های پزشکی مراجعه کرده‌اند. در یک سوم این افراد ضعف بینایی و جسمانی، مصرف دارو، موانع خطرناک نظیر کفپوش‌های لیز و کمبود نور کافی از عوامل اصلی زمین خوردن محسوب می‌شوند. اما خیلی از این زمین خوردن‌ها قابل پیشگیری هستند. یکی از بهترین راه‌ها برای اینکه والدین خود را همیشه سرپا نگه دارید این است که این موانع را از خانه آن‌ها دور کنید. برای مثال گوشه‌های فرش و موکت را مهار کرده و از جمع شدن و تاخوردگی آن‌ها جلوگیری کنید. کف حمام را با چسباندن کفپوش‌های ضدسُرخوردن، ایمن کنید. همچنین روی دیوار دستگیره‌هایی نصب کنید. به والدین خود نیز توصیه کنید به جای پا برهنه رفتن در حمام از دمپایی‌هایی استفاه کنند که سُر نباشند. اگر والدین شما معمولا دچار زمین خوردن تصادفی می‌شوند با یک پزشک مشورت کنید تا دلیل اصلی این مشکل مشخص شود.

 

توجه به مشکل ضعف حافظه

مشکل ضعف حافظه زمانی تشدید می‌شود که والدین شما سعی می‌کنند مشکل زوال حافظه خود را از دیگران مخفی کرده یا از مراجعه به پزشک برای سنجش حافظه سرباز می‌زنند. بدنامی و وحشت از اسم «آلزایمر» و سایر گونه‌های زوال عقل، باعث می‌شود افراد سالخورده از مراجعه به پزشک و روبرو شدن با این بیماری فرار کنند. از آنجا که والدین سالخورده در مراجعه به پزشک به ویژه برای مشکلات ناشی از کهولت سن، نظیر ضعف حافظه، سرسخت و سمج هستند در صورت مشاهده هر گونه ضعفی در حافظه والدینتان، آن‌ها را ملزم کنید به پزشک مراجعه کنند. اگرچه بسیاری از انواع زوال عقل قابل درمان نیستند اما می‌توان روند بروز و پیشرفت برخی از آن‌ها را کند‌تر کرد.

حفظ فعالیت بدنی و جلوگیری از بی‌تحرکی

تشویق والدین سالخورده به ورزش کردن به طور مرتب به حفظ سلامت آن‌ها کمک می‌کند.

ورزش در افراد سالخورده با تقویت عضلات و استخوان‌ها، بهبود تعادل و کاهش دردهای آرتروز باعث کم کردن پیامدهای جسمی و روانی ناشی از کهولت سن می‌شود. مطالعات متعدد نشان می‌دهد افزایش خون‌رسانی به مغز که ناشی از انجام فعالیت‌های ورزشی است نیز می‌تواند قوای ادراکی مغز را حفظ کرده و ضمن افزایش سلامت مغز، علائم ابتلا به افسردگی را در سالمندان به حداقل برساند.

البته این بدین معنا نیست که پدرومادر سالخورده خود را برای شرکت در مسابقه دو ماراتن ثبت‌نام کنید یا از او بخواهید از کوه بالا برود بلکه تنها قدم زدن و پیاده‌روی مرتب، استفاده روزانه 30 دقیقه از دوچرخه ثابت و یا حتی قدم زدن در پارک برای تحرک بدنی مورد نیاز آن‌ها کافیست.

 

 

 

 

 همسفر خوب بجای هدیه ی بلیط 


همیشه از بزرگ تر ها عیدی می گیریم در حالی که بد نیست به این فکر کنیم که عیدی گرفتن در هر سن و سالی آدم را شاد می کند.....





بهترین هدیه برای پدربزرگ و مادربزرگ ها قدرانی و عشق ورزی است. می توان گفت که آنها تنها کادویی را می پسندند که در کاغذ اخلاص و مهربانی پیچیده شده باشد. اغلب شما فکر کنید بهتر است برای آنها هدیه ای انتخاب کنید که نیاز روزمره آنهاست اما شاید یادآوری نیازمندیهای آنها در یک مناسبت اشتباه باشد.
یکی از مشکلاتی که معمولا پدربزرگ ها و مادربزرگ ها از آن شکایت می کنند این است که فرزندان و نوه هایشان با هم می آیند و با هم می روند. این طور می توان گفت که نوه ها به خاطر هم می آیند.

دلتنگی کودکانه دوران پیری وقتی خود را بیشتر نشان می دهد که آنها احساس تنهایی می کنند. نگاه کردن از پنجره خیابان تنها سرگرمی بعضی از پدربزرگ ها و مادربزرگ ها است. آنها در مواقعی که تنها می شوند، دوست ندارند حتی یک استکان چای بخورند. با توجه به اینکه امروزه مشغله زندگی شهری افراد را درگیر کرده است، چگونه می توان دلشکستگی و دلتنگی های پدر بزرگ ومادربزرگ ها را کمرنگ کرد؟ شاید خرید یک هدیه کوچک  روزمرگی های زندگی آنها را تغییر دهد.


تعطیلات آخر هفته
پدربزرگ و مادربزرگ ها و افراد مسن از اینکه دور وبرشان شلوغ باشد، استقبال می کنند. یکی از هدایای هفتگی شما به این افراد این است که برنامه ریزی کنید تا آخر هفته خود را در کنار آنها سپری کنید. غروب روزهای تعطیل دلگیر است و اگر شما بتوانید این ساعات را در کنار آنها باشید، اوقات خوبی را فراهم می کنید.


پرنده آوازه خوان

برخی افراد مسن سرگرمی را به هر چیزی ترجیح می دهند.به نوعی می توان گفت، شاید با خرید یک پرنده آنها خوشحال می شوند. در واقع پرنده حکم بچه ای را دارد که آنها باید به آن رسیدگی کنند. پرنده با صدایی که ایجاد می کند، سکوت خانه را می شکند. وجود یک صدا به جزء شنیدن نفس های تنهایی، خود نقطه امید است.

تحقیقات نشان داده است، وجود گلهای طبیعی در خانه طول عمر را افزایش می دهد. اگر می خواهید به این زودی ها از نعمت داشتن پدربزرگ و مادربزرگ محروم نشوید و سایه آنها بر سرتان باشد، برای آنها گل ببرید

ترانه زندگی را بسازید
نواهایی که امروز می شنویم، می شود خاطرات فرداهایمان است. پس اگر می خواهید شور و نشاط را در افراد مسن ببینید، نوحه ها و ترانه هایی را که قدیمی است و می دانید از آن خاطره دارند برایشان مهیا کنید. شاید این هدیه ای پر از خاطره، برای قدرانی از آنها باشد.


گل وگلدان بخرید

تحقیقات نشان داده است، وجود گلهای طبیعی در خانه طول عمر را افزایش می دهد. اگر می خواهید به این زودی ها از نعمت داشتن پدربزرگ ومادربزرگ محروم نشوید و سایه آنها بر سرتان باشد،برای آنها گل ببرید. نگهداری از هر موجود زنده اعم از پرنده و گیاهان باعث می شود روح زندگی در آنها جریان یابد.


سفر خوب، همسفر خوب

با هدیه یک سفر زیارتی، درخشش اشک شادی را روی صورت افراد مسن بینید. وقتی او راحت تر سفر را می پذیرد که یک همسفر خوب داشته باشد. همسفری که بداند کدام نان باب دهان سالمندان است. کسی که پا به پای آنها حرکت کند.

هدایای سرگرم کننده بخرید

سالمندان از هر گونه بی تحرکی استقبال می کنند. آنها احساس می کنند پاهایشان یاری نمی کند تا قدم از قدم بردارند. پس مناسب ترین هدیه شما می تواند هدایایی باشد که نیاز به جنب وجوش نداشته باشد. پازل،سودوکو،دستگاه های ورزش نشستنی که تا حدودی آنها را  و فکرشان را به حرکت وامی دارد، می تواند یک هدیه مناسب باشد.


عید در خانه ی پدر بزرگ و مادر بزرگ
عید و تعطیلات آن زمان خوبی است برای اینکه بیشتر به پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها برسید. جدای از آنکه می توانید برای شان هدیه تهیه کنید و خوشحال شان کنید ، آنها دوست دارند که به عید دیدنی بروند اما احتمالا رانندگی نمی کنند و رفت و آمد برای شان سخت است. می توانید با آنها به دیدن اقوامی بروید که ممکن است فکر کنید لزومی ندارد اما برای انها این دید و بازدید ها مهم است. چند ساعتی را برای خاطره ساز های زندگی تان وقت بگذارید ، راه دوری نمی رود.
از طرفی آنها بزرگ تر های فتامیل هستند و احتمالا افراد زیادی به دیدارشان می ایند ، پذیرایی به تنهایی برای شان سخت است پس به خانه ی انها بروید و در پذیرایی کمک شان کنید.

 

 

 

 

 

 احساسی متفاوت داشته باشید


وقتی نمی توانید سوزنی را نخ کنید یا زمانی که شیر آب را محکم می بندید ، اما باز هم چکه می کند، عصبانی می شوید. خشم شما بی دلیل است و موجب نخ کردن سوزن یا جلوگیری از چکه کردن آب نمی شود.




اگر چه گفته شده که سالخوردگان فاقد احساسات قوی هستند ، اما احساس خشم، حسد، ترس، افسردگی و احساسات دیگری را که همه ما باید از آن ها بپرهیزیم، همیشه به آنان نسبت داده اند. همین طور احساسات لذت، دلیلی وجود ندارد که سالمندان نتوانند به چنین احساساتی دست یابند.

اگر به پزشکتان مراجعه می کردید و می گفتید که حالتان خوب نیست، و او در پاسخ فقط می گفت که " احساس بهتری داشته باشید" و شما را به خانه می فرستاد تعجب می کردید.

پزشکتان به جای این که به سادگی به شما بگوید " بهتر باش " توصیه می کند که بیشتر ورزش کنید، چربی های اشباع شده کمتری مصرف کنید و داروهایتان را تهیه کنید و چند نوبت در روز قرص بخورید.این ها برای انجام دادن است نه احساس کردن. اما وقتی این توصیه ها را به کار می بندید، به احتمال زیاد، احساس می کنید که حالتان بهتر شده. داروهایی که احساس بهتری به شما می دهند مانع مبارزه شما با شرایطی می شوند که موجب ناراحتی اند. افسردگی مثال خوبی است. شاید تنها علت افسردگی شما این باشد که دیگر نمی توانید کارهای لذت بخش دوره جوانی را انجام دهید. شاید به گفتگو با مردم علاقه داشته اید، اما حالا هیچ کس نیست که با او صحبت کنید. یافتن هم صحبت بهتر از تنها ماندن و خوردن قرص است.

پس برای دوری از احساس های ناخوشایند ، بیشتر سعی کنید از شرایط ناخوشایند فاصله بگیرید. اگر بتوانید راه های جدیدی برای برقراری ارتباط با جهان بیابید یا دنیای کم دردسر تری برای خود بسازید، احساس بهتری خواهید داشت. اگر هیچ کاری نداشته باشید ، باید کارهای جالبی برای انجام دادن بیابید. اگر احساس می کنید که تنها یا طرد شده اید سعی کنید دوستانی بیابید که شما را با ویژگی های کنونی تان دوست بدارند. در این مثال ها شما فقط با تغییر دادن شرایط موثر بر آن چه احساس می کنید احساسات خود را بهبود می بخشید.

 

با خشمتان کشتی نگیرید!

نوعی از خشم ، ناشی از شکست است.وقتی نمی توانید سوزنی را نخ کنید یا زمانی که شیر آب را محکم می بندید ، اما باز هم چکه می کند، عصبانی می شوید. خشم شما بی دلیل است و موجب نخ کردن سوزن یا جلوگیری از چکه کردن آب نمی شود. با استفاده از سوزن نخ کن یا سوزنی درشت تر و نصب واشر جدید در شیر آب ، نتیجه بهتری خواهید گرفت. این ها پیشنهاداتی بدیهی اند، اما اصولی نه چندان بدیهی را نشان می دهند. با مهار کردن علت اصلی ، خشمتان را مهار کنید. اگر از صاحب خانه تان متنفرید، سعی نکنید او را دوست داشته باشید. موضوع را بین خودتان و او فیصله دهید، یا از آن مکان نقل مکان کنید.( یک قرص آرام بخش مانع می شود که مشکل را به روشی بهتر حل کنید.) اگر احساس می کنید که بیشتر از سابق عصبانی می شوید، شاید علت دشوارتر بودن مشکلاتتان باشد.اگر سرچشمه این مشکلات را شناسایی کنید، احتمال دارد که در حل آن ها موفق تر باشید.


پس برای دوری از احساس های ناخوشایند ، بیشتر سعی کنید از شرایط ناخوشایند فاصله بگیرید. اگر بتوانید راه های جدیدی برای برقراری ارتباط با جهان بیابید یا دنیای کم دردسر تری برای خود بسازید، احساس بهتری خواهید داشت

ترس

بسیاری چیزها موجب ترس سالخوردگان می شود. بیماری یکی از آن هاست. حتی نشانه های جزئی هم هراس انگیزند. شاید فراموش کردن یک نام آشنا نیز شروع جنون پیری فرض شود.تنها با شناسایی مشکل و در صورت لزوم، اجرای توصیه های درمانی می توانید ترس خود را از بین ببرید. در مورد نگرانی های مالی نیز باید به همین صورت عمل کرد. درک این موضوع که آیا پولتان برای زندگی فعلی کفایت می کند یا باید بیشتر صرفه جویی کنید ، بهتر از زندگی کردن با نگرانی همیشگی برای آینده است.

 

بدگمانی

اگر دچار ضعف شنوایی باشید، خیلی وقت ها تصور می کنید که دیگران درباره شما صحبت می کنند. وقتی که دیگر نمی توانید به خوبی ببینید، به سادگی تصور می کنید که کسی به اشتباهِ سرزده از شما می خندد.تاکنون هیچ کس دارویی را به بازار عرضه نکرده است که موجب کاهش بدگمانی شود . البته اگر هم چنین دارویی وجود داشت، شما نسبت به استفاده از آن نیز بدگمان می بودید. این بدگمانی ، شما را در برابر هر کسی ، و به طور خطرناکی ، آسیب پذیر می کند.

یک راه حل واضح برای این مشکل، روشن کردن وضع زندگیتان است. برای حفظ روال مختص به خودتان ، پافشاری کنید.هرگز به حافظه خود اعتماد نکنید. اگر تعداد دفعات سوء استفاده دیگران از امتیازات خودتان را کاهش دهید، از احساس بدگمانی خود کمتر رنج می برید و کمتر به زحمت می افتید.

 

درماندگی

اگر کسی نتواند فعالیت های خود و حرکت های بدنش را کنترل کند ، ممکن است مورد تحقیر دیگران واقع شود. پس برای پیشگیری از وقوع چنین وضعیتی، همه احتیاط های ممکن را باید به جا آورد. دیگر مسائلی که موجب پریشانی فرد می شوند شاید بازمانده از آموزش ها و تربیت اولیه ما باشند. به شما آموخته بودند که وقت خود را تلف نکنید، اما حالا خیلی کند حرکت می کنید. پس دیگران باید منتظر شما بمانند. از گذشته به شما می گفتند که بی ادب یا متکبر نباشید، اکنون گاهی در می یابید صدای کسی که شما را مخاطب قرار داده است نشنیده اید یا دستی که به سویتان دراز شده است نفشرده اید.

اما امروز خبری از تنبیه و مجازات نیست و دلیلی نیز وجود ندارد که از آن ها عذاب بکشید . اگر لازم باشد از نقص هایتان صحبت کنید. اما در هر صورت آن ها را همچون ناتوانایی هایی در نظر داشته باشید که هر کسی باید آن را تحمل کند. و در آخر اینکه به جای این که از روی اراده بکوشید تا احساسی متفاوت داشته باشید، بهتر است با تغییر دادن شرایطی که در احساسات شما نقش دارند، آن چه را احساس می کنید دگرگون سازید.

 

 

رابطه کودکان با پدر، مادر بزرگها


پدربزرگها و مادربزرگها اگرچه آلزایمر داشته باشند...، وجودشان برای کودکان خوب و مفید است. اصلا بیماریها و مشکلات خاص بزرگسالان، احساساتی همچون غمخواری، شفقت در حق دیگران و ... را در وجود کودکان پرورش می دهد.....


پدربزرگها و مادربزرگها اگرچه آلزایمر داشته باشند...، وجودشان برای کودکان خوب و مفید است. اصلا بیماریها و مشکلات خاص بزرگسالان، احساساتی همچون غمخواری، شفقت در حق دیگران و ... را در وجود کودکان پرورش می دهد. کودک ما با مادربزرگش ارتباطی عمیق تر از آنچه ما فکر می کنیم، برقرار می کند. دردهای او را بیشتر از آنچه ما درک می کنیم، حس می کند. گاهی نگرانی، گاهی امید، گاهی احساسات روحانی را در کنار او تجربه می کند و همه ی اینها برای رشد ظرفیت عاطفی و اخلاقی او بسیار مفید است.

 

فقط در صورتی وجود بزرگسالان می تواند تاثیر منفی روی اخلاق و ادب کودکان داشته باشد، که ما با آنها در حضور کودکان بدرفتاری کنیم و احترامشان را رعایت نکنیم. در غیر اینصورت حتی اگر دچار عادتهای بد اخلاقی باشند، مادامیکه رفتار بقیه اطرافیان (مخصوصا والدین) درست باشد، تاثیر سوئی بر کودک نخواهد داشت. یک عادت ناپسند در شرایطی بر کودکان تاثیرگذار می گردد که مخصوصا از سوی والدین تایید شود و کودک آن را نشانه ی بزرگی و ارزشمندی بداند.

 

به جای خواهر و برادرهایی که نیستند

رابطه با بزرگسالان جای رابطه های خالی دیگر را هم به خوبی پر می کند. در گذشته بچه ها خواهر و برادرهای بیشتری داشتند. اما امروزه جای روابط انسانی را روابط ماشینی پر کرده است. به جای خواهر، رایانه و به جای برادر، تلویزیون و دیگر وسایل قرار گرفته است. همین کمبود روابط انسانی، نسل آینده را با مشکلات اخلاقی و عاطفی زیادی مواجه می کند. پدربزرگها و مادربزرگها تا حد زیادی می توانند این کمبود روابط انسانی پیرامون کودک را جبران کنند. به هر حال در هر شرایطی روابط انسانی برای رشد روحی روانی هر انسانی لازم است.

"وجود افراد بزرگسال و مهربان در زندگی فرزندان ما از اهمیت بسیاری برخوردار است. کودکان ما از ارتباط دائمی با افراد فامیل یا دوستان خانوادگی بسیار سود خواهند برد. از آنجا که ما نمی توانیم در همه ی لحظه ها برای فرزندانمان همه چیز باشیم در بسیاری موارد وجود دوستان و اقوام با نقطه نظرهای جدید و کمی وقت بیشتر با هوشیاریها و داناییهای خاص آنها می تواند مفید واقع شود. در اینجاست که به اهمیت وجود پدربزرگها و مادربزرگها پی می بریم. وجود این افراد باعث می شود بچه ها خود را تحت حمایت یک نسل عاقلتر و با محبت احساس کنند. بیشتر اوقات پدربزرگها و مادربزرگها می توانند برای نوه هایشان وقت بیشتری نسبت به وقتی که برای فرزندانشان خود صرف می کردند، داشته باشند
) .

نگاه بی آلایش و دنیای پاک یک کودک هیچ اهمیتی به چروکهای چهره ی مادربزرگ یا لرزش دست پدربزرگ نمی دهد. کودک مادربزرگ محبوبش را از هر زیبایی زیباتر می داند و عاشقانه به او دل می بندد. همین ارتباطها می تواند، کودکان را از گرفتار شدن به بسیاری از رذیله های اخلاقی مثل ظاهر بینی حفظ کند

در دنیای امروز که بسیاری از مادران هم شاغلند و وقت کمی برای کودکان خود دارند، روابط کودکان با بزرگسالان اهمیت بیشتری پیدا کرده است. تا جایی که می توان گفت وجود آنها برای جلوگیری از ایجاد خلاء در روابط انسانی و عاطفی واجب شده است. انس عجیب برخی کودکان به پدربزرگ یا مادربزرگشان خود گویای این مطلب است که کودکان به این رابطه ها اهمیت زیادی می دهند. نگاه بی آلایش و دنیای پاک یک کودک هیچ اهمیتی به چروکهای چهره ی مادربزرگ یا لرزش دست پدربزرگ نمی دهد. کودک مادربزرگ محبوبش را از هر زیبایی زیباتر می داند و عاشقانه به او دل می بندد. همین ارتباطها می تواند، کودکان را از گرفتار شدن به بسیاری از رذیله های اخلاقی مثل ظاهر بینی حفظ کند. بهره گرفتن از گفتارهای بزرگسالان نیز که همیشه بر دوش انبوهی از تجربیات نشسته است، نیز برای کودکان خوب است. علاوه بر اینها بزرگسالان کودکان ما را با دنیای گذشته نیز آشنا می کنند.

"شبکه گسترده ای از افراد بزرگسال که ارتباط عاطفی خوبی با ما داشته باشند، می توانند دنیای غنی تری در برابر فرزندان ما قرار دهند این افراد با جواب دادن به کنجکاویهای فرزندان ما، با پیشنهادات سازنده و جذاب خود این احساس را به انها می دهند که افراد دیگری غیر از پدر و مادرشان به آنها اهمیت می دهند. از آنجا که هر فردی نقطه نظرها و قریحه منحصر به فردی دارد، وجود تعداد بیشتر افراد بزرگسال در زندگی کودکان ما می تواند کمک بزرگی برای موفقیت آنها در زندگی محسوب شود.

 

 

از خاطراتت بگو پدربزرگ


توجه و مراقبت و نگهداری از پدر و مادر، پدربزرگ و مادر بزرگ و محترم شمردن آن ها یکی از اصول اخلاقی و قدردانی از زحمات و فداکاری های آن ها یک وظیفه است.




وجود بزرگ ترها در خانه برکت محسوب می شود و استفاده از تجربیات و راهنمایی های آن ها بسیار با ارزش است. اما مراقبت و نگهداری از آن ها نیابد به نحوی باشد که زندگی آن ها تحت کنترل قرار گیرد و برای آن ها تکلیف تعیین شود. شخصیت آن ها را باید محفوظ نگه داشت تا بتوانند در کارهای مربوط به خود تصمیم بگیرند و تا حد امکان آزادانه زندگی کنند. باید به تمایلات آن ها توجه داشت و در موارد لازم به آن ها کمک کرد. اشتباهات احتمالی آن ها را در برخی موارد نادیده گرفت و با احترام و مهربانی با آن ها رفتار کرد.

 

اگر همه کارهای آن ها بدون مشارکت خودشان انجام شود احساس ضعف و کمبود می کنند، از فعالیت و تلاش باز می مانند و نیروی بدنی و فکری شان رو به ضعف می گذارد.

 

البته فرمول خاصی را نمی توان درباره چگونگی رفتار با همه سالمندان به کار برد. همه آن ها یکسان نیستند. برخی هنوز می توانند کار کنند و فعال باشند و بعضی دیگر ناتوان هستند. عده ای قادرند در امور اجتماعی فعال باشند و گروهی با وجود سن زیاد می توانند به دیگران نیز کمک کنند. بنابراین لازم است فرزندان به وضع آن ها کاملاً توجه داشته باشند و خواسته ها و احتیاجات آن ها را در نظر بگیرند و در موارد لازم آن ها را یاری کنند. از دیدگاه آن ها به مسائل نگاه کنند و تمایلاتشان را برآورده سازند.

فرزندان و نوه ها می توانند از نظر روحی به بزرگ ترها کمک کنند تا آن ها را شاد و خوشحال کنند. گوش دادن به خاطرات گذشته آن ها می تواند موجب رضایت خاطر آن ها باشد. با علاقه به عکس ها و یادداشت ها و نامه های مربوط به دوران جوانی سالمندان توجه کردن و درباره آن ها توضیح خواستن  برایشان خوشایند است. اگر درباره کارهای جالبی که انجام داده اند، حوادثی که با آن ها روبرو بوده اند،  و نقاط دوردستی که از آن جا دیدن کرده اند از آن ها توضیح خواسته شود برای آن ها باعث خوشحالی و برای شنونده می تواند جالب و آموزنده باشد. اگر از آن ها خواسته شود که خاطرات خود را بنویسند احساس غرور می کنند و نوشته های آن ها می تواند برای افراد خانواده مفید و موجب آشنایی بیشتر آن ها به گذشته ها و سوابق فامیلی باشد.

بزرگ ترها خواهان آن هستند که با افراد خانواده ای که عمری را برای تشکیل آن صرف کرده اند تماس داشته باشند. با بودن در میان آن ها نتایج زحمات خود را ببینند و با سرگرم بودن با بچه ها و نوه های خود لذت ببرند. بنابراین لازم است که تا حد امکان آن ها را تنها نگذاشت، همواره آن ها را در جشن ها و مهمانی ها و گردهم آیی ها شرکت داد و برای وجود آن ها هر چه بیشتر ارزش و احترام قائل بود.

فرزندان می توانند در فراهم آوردن وسایل و موجبات این سرگرمی ها به آن ها کمک کنند و در صورت لزوم با تشویق و ترغیب، آن ها را به این ارتباطات سوق دهند

احترام به بزرگ ترها محیط خانواده را دلپذیر و به روابط افراد استحکام و مودت می بخشد و برای نسل بعدی راهنمایی باارزشی به حساب می آید.

داشتن سرگرمی های مناسب برای سالمندان ضروری است.  چنان چه ارتباطات اجتماعی خود را حفظ کنند و با دوستان و آشنایان خود معاشرت داشته باشند احساس تنهایی نخواهند کرد. بنابراین فرزندان می توانند در فراهم آوردن وسایل و موجبات این سرگرمی ها به آن ها کمک کنند و در صورت لزوم با تشویق و ترغیب، آن ها را به این ارتباطات سوق دهند.


تبریک گفتن روز تولد والدین و تشکر از کمک ها و راهنمایی های مفید آن ها موجب آن است که ارزش وجودی خود را بیشتر احساس کنند و قدرشناسی ها باعث خوشحالی آن ها می شود.

 

 

 



عصای دست سالمندان باشیم


از کنارمان رد می شود، عصا به دست. چین وچروک های صورتش حکایت از سپری کردن گرم و سرد زندگی دارد. روزگاری  مثل ما جوان و پر انرژی بود، زمین و زمان را به هم می بافت. حال که وارد دهه هفتاد زندگی شده است، نیمکت پارک صمیمی ترین دوست  او شده است. قصه سالمندی، سرنوشت زندگی همه آدم هاست، آدم هایی که شاید زود دلگیر و غمگین می شوند. اما چه کنیم که سالمند خانه مان احساس غم نکند؟





چه کنیم که آسایش سالمندان فراهم شود و کیفیت زندگی شان بهبود یابد؟ مطالعات نشان می دهد، داشتن هدف و احساس ارزشمندی در زندگی، می‌تواند باعث افزایش طول عمر شود. به بیان دیگر آنهائی که احساس ارزشمند بودن در زندگی می کنند و در زندگی به دنبال هدفی هستند، دیرتر فوت می کنند. محققین می گویند زندگی هدفمند و معنادار می تواند احساس خوشبختی را بیشتر کند و این احساس از طریق مکانیسم های مختلف مانند تاثیرات هورمونی یا کاهش فشار خون، می تواند موجب افزایش سلامتی و افزایش طول عمر شود. دانشمندان می گویند، کسانی که هدفی را در زندگی دنبال می کنند، تمایل دارند تا زندگی کنند و باشند تا کار را به سرانجام برسانند و این به آنها قدرت زندگی کردن می دهد. اما آنچه این روزها در خانواده ها و در اجتماع می بینیم این است که سالمند را  فراموش کرده ایم و به نوعی آنها را به خودشان سپرده ایم. اگر ما همین امروز، درک کنیم که این روزها برای ما هم هست، کمی بیشتر به فکر بهبود زندگی سالمندان و برطرف کردن نیازشان خواهیم بود. تلاش امروز ما برای حفظ آنها، پس اندازی برای فردایمان خواهد بود.


در این باره چند نکته قابل بیان است:


شوخی با گذشته سالمندان ممنوع

عموم سالمندان به موازات پیر شدن، با‌توجه‌ به تغییرات روانی و جسمی که نتیجه‌ گذر سال‌های رفته است، خلقیات خاصی پیدا می‌کنند که با احوال دوران میانسالی و جوانی‌شان متفاوت است. طبیعت تکاملی آدمی همین است. ممکن است کسی که روزگاری بی‌باکانه عمل می‌کرده است، امروز در کنج عافیت و محافظه‌کاری نشسته باشد. گذشته‌ سالمندان را تا خودشان روایت نکرده‌اند، به طنز و کنایه به رخشان نکشیم.

بزرگترین خدمتی که می‌توانیم به سالمندان کنیم، این است که تا جایی که می‌شود، آنها را وابسته نکنیم؛ به تعبیری، استقلال‌شان را نگیریم و آنها را برای ساده‌ترین تصمیم‌گیری‌ها وابسته‌ خود نکنیم