دات نت نیوک

غنچه های زندگی

 

1- روش هایی برای تربیت کودک با ادب


 


در شیوه تربیتی‌ کودکتان هم «مهربان» و هم «محکم» باشید


مراقب رفتارتان باشید
سعی کنید خود و رفتارتان را ارزیابی و فرزندانتان را هم تشویق کنید تا این کار را انجام دهند. در واقع آنها را تشویق کنید تا به بچه‌هایی که در زمین بازی یا مدرسه تنها هستند و شاید کمی نیاز به محبت و هم‌نشینی دارند، توجه کنند. به آنها کمک کنید تا علائم احساسی را در دیگران ببینند و تشخیص دهند.

 
برای مثال از یک آینه برای آزمایش حالت‌های صورت استفاده کرده و درباره احساسات متناظر با هم صحبت کنید، ‌به این ترتیب آنها می‌توانند زمانی که دیگران احساس غم یا ترس دارند، با آنها همدردی کرده و به آرامش دعوت‌شان کنند. با این کار می‌توانید به فرزندانتان بیاموزید که دیگران و احساسات  به اندازه خود آنها اهمیت دارند و باید به دیگران هم توجه داشت.

محدودیت تعیین کنید
بهترین راه برای نشان دادن احترام این است که در شیوه تربیتی‌تان هم «مهربان» و هم «محکم» باشید. مهربان بودن احترام‌تان را به کودک نشان می‌دهد و محکم بودن احترام‌تان را به آن‌چه که باید انجام شود.
 
بنابراین اگر کودک 2 ساله‌‌تان پایش را در سوپر مارکت به زمین کوبید و به هیچ‌کدام از تکنیک‌های تربیتی‌تان عمل نکرد باید چه‌کار کنید؟ مهربانانه اما محکم او را به بیرون و به داخل ماشین بیاورید. سپس یک مجله بردارید و بخوانید تا وقتی که » کودک آرام شود. آن موقع آرام به او بگویید: « الان آماده‌ای که دوباره امتحان کنیم «و سپس دوباره با هم به فروشگاه بروید. در ‌‌نهایت او یاد می‌گیرد که بد خلقی این حقیقت را عوض نمی‌کند که خرید از فروشگاه باید تمام شود».

 

سعی کنید در اجرا و تحقق حرف‌هایی که می‌زنید، نمونه خوبی برای فرزند‌تان باشید

 

واقع‌بینی را به کودک آموزش دهید
کودکان به‌طور طبیعی نسبت به تفاوت‌ها، ‌حالت کنجکاوانه و تیزبین دارند. اما از طرفی از خط‌ مشی شما هم پیروی می‌کنند: وقتی شما و فرزند‌تان کسی را می‌بینید که به‌ طور بارزی با شما تفاوت دارد (فرقی نمی‌کند در عدم توانایی یا به لحاظ سنی یا هر ویژگی بارز دیگری) با واکنش آسان و آرام خود به او نشان دهید که این تفاوت‌ها به معنای این است که شما آنها را پذیرفته و درک کرده‌اید.

 
اگر فرزند‌تان در این زمینه سوالی داشت، بسیار عادی و واقع ‌بینانه به او پاسخ دهید، بی‌آنکه بخواهید به او خیره شوید یا به جایی اشاره کنید. سعی کنید به فرزندتان بیاموزید که انسان‌ها با هم متفاوت هستند و باید به این  تفاوت‌ها احترام گذاشت.

از واکنش بیش از اندازه اجتناب کنید
اگر کودک‌تان شما را زد و گفت «تو احمقی» سعی کنید ناراحت نشوید (در واقع شما می‌دانید که احمق نیستید)؛ کودکی که می‌خواهد جلب توجه کند ممکن است ناخوشایند‌ترین چیز‌ها را بگوید تا واکنش شما را برانگیزد و عصبانی‌تان کند. به جای عصبانی شدن با او چهره به چهره شوید و آرام اما محکم به او بگویید: «ما در این خانواده این‌طور برخورد و صحبت نمی‌کنیم«.
 
سپس به او یاد بدهید چگونه چیزی که می‌خواهد را به شیوه‌ای محترمانه به دست بیاورد، برای نمونه بگویید: «وقتی می‌خواهی با تو بازی کنم، کافی است که مؤدبانه و قشنگ به من بگویی مامان می‌خواهم الان برایم کتاب قصه بخوانی ».

 
از ادبیات محترمانه استفاده کنید
در برخی مواقع همین چیزهای کوچک هستند که اهمیت فراوانی پیدا می‌کنند.

کودکانی که یاد می‌گیرند «لطفا» و «دست شما درد نکنه» یا «اجازه هست» بگویند، فضایی توام با ادب و نزاکت را ایجاد می‌کنند که واکنش‌های مثبتی در افراد پیرامون آنها به‌ همراه خواهد داشت.

از او بخواهید درخواست‌های خود را محترمانه و بدون ترس بیان کند و برای انجام این درخواست‌ها، از دیگران طلبی ندارد.

به او یاد دهید که دیگران موظف به انجام تمام درخواست‌های ما نیستند و اگر نتوانستند لطفی در حق ما بکنند، نباید خشمگین شویم و به شکلی مقابله‌جویانه برخورد کنیم. به‌علاوه تشکر کردن را به فرزندتان بیاموزید.

به او پاسخ‌های مؤدبانه بیاموزید
کودک‌تان می‌تواند رفتار خوب خود را از طریق احترام گذاشتن به دیگران نشان دهد. از‌‌ همان زمان که او توانست از طریق کلامی ارتباط برقرار کند، می‌تواند «بفرمایید» و «متشکرم» را نیز یاد بگیرد. به او توضیح دهید که زمانی که مؤدب است دوست دارید به او کمک کنید، اما زمانی که دستور می‌دهد دوست ندارید. دوباره باید تکرار کنیم، این که خود‌تان رفتاری محترمانه داشته باشید، از این که سخنرانی کنید مؤثر‌تر واقع خواهد شد.
 
خود‌تان واژه‌های بفرمایید و متشکرم را به طور مکرر به فرزند 2 ساله‌‌تان و دیگران بگویید؛ در این صورت او این واژه‌ها را به عنوان واژه‌هایی رایج در مکالمات روزمره خواهد آموخت و آن‌ها را هم در ارتباط با شما و هم در ارتباط با دیگران به کار خواهد برد.

 

کودک‌تان می‌تواند رفتار خوب خود را از طریق احترام گذاشتن به دیگران نشان دهد

 
 
از او در مشارکت‌های اجتماعی دعوت کنید
سعی کنید فرزندتان را در جریان خدمات اجتماعی در سنین پایین شرکت دهید. بچه‌ها دوست دارند به آنها مسئولیت‌های کوچکی داده شود که به‌راحتی قابل مدیریت باشد – این کار به آنها احساس کمال و غرور خواهد داد– و این رفتارها باعث می‌شود به دیگران کمک کرده یا فضای جامعه را بهتر کنند.

مثلا کودکان می‌توانند اسباب‌بازی‌ها یا لباس‌هایی را که دیگر استفاده نمی‌کنند برای اهدا به افراد نیازمند جمع‌آوری کنند. می‌توانند در روز جمع‌آوری زباله از ساحل، آشغال‌ها را از روی زمین بردارند. روش‌های زیادی برای شرکت و حضور در جامعه وجود دارد، با این کار فرزندتان یاد می‌گیرد که این همان کاری است که یک شهروند خوب انجام می‌دهد.

الگوی خوبی برایش باشید
سعی کنید در اجرا و تحقق حرف‌هایی که می‌زنید، نمونه خوبی برای فرزند‌تان باشید. هیچ‌کس قدیس و کامل نیست اما تلاش در این زمینه نشان می‌دهد که شما باور دارید این مسئله مهم و ارزشمند است و کودک‌تان هم آن را یاد می‌گیرد.

با زیرسازی درست در خانه، بچه‌های امروز می‌توانند جهانی به ‌مراتب قابل ‌تحمل‌ تر و پربارتر در آینده بسازند. اگر وعده‌ای می‌دهید به آن عمل کنید تا فرزندتان پایبندی به قول‌های خود را از شما بیاموزد و به آن وفادار باشد.

چه‌کار می‌توانید بکنید؟
ما در کل احترامی که از کودکان‌مان انتظار داریم را خودمان به آن‌ها نشان نمی‌دهیم. ما سر در گم می‌شویم، زیرا بیشتر در روش تربیت‌ کودک، احترام را با ترس یکی می‌دانیم. من به پدرم احترام می‌گذارم، زیرا می‌دانم اگر این کار را نکنم کتک می‌خورم؛ این احترام نیست، ترس است!
 
پس به جای ترساندن روش دیگری را پیش بگیرید. بیایید از گوش دادن شروع کنیم. شاید مشکل باشد صبورانه صبر کنیم یک کودک 2 ساله گفته خود را به پایان برساند، اما این کار ارزشمند است. در سطح و اندازه او پایین بیایید، در چشمانش نگاه کنید و بگذارید او بداند که به آن‌چه که می‌خواهد بگوید علاقه دارید. این بهترین راه برای این است که به او آموزش دهید با دقت به شما گوش دهد.



 

2- سوالاتی که به تربیت فرزندان شاد کمک می کنند:



شاد بودن بیشتر یک عادت است تا یک نعمت


۱- بهترین قسمت امروزت چی بود؟
این سوال خوبی قبل از خواب است. با پرسیدن این سوال فرزند شما قبل از  خواب احساس رضایت و شادی می کند. این سوال عادت تمرکز روی بهترین بخش روز را در فرزندان ایجاد می کند و اگر به صورت منظم پرسیده شود به بخشی از طبیعت آن ها تبدیل می شود.

۲- چه چیزهایی هستند که به خاطرشون شکرگزار هستی؟
 
بهترین موقع پرسیدن این سوال هنگام صرف شام است. همه اعضای خانواده به صورت نوبتی می توانند به خاطر چیزهایی که در آن روز داشتند و اتفاق های خوبی که افتاده شکرگزاری کنند. یک رابطه بسیار قوی بین شادی و سپاسگزار بودن وجود دارد.

۳- خودت چطوری می خوای این مسئله را حل کنی؟
وقتی فرزندتان مشکلی را پیش شما مطرح کند، به نرمی و گرمی این سوال را از او بپرسید. سعی نکنید مشکل او را حل کنید. در طولانی مدت این به ضرر آن ها خواهد بود. به آن ها فرصت دهید خودشان مسائل خودشان را حل کنند و از تلاش برای حل کردن مسائل و حل کردن آن ها حس اعتماد به نفس به دست بیاورند. این هدیه ای ارزشمند است که می توانید به آن ها بدهید. اگه فرزندتان به شما گفت که نمی دانم چطور این مسئله را حل کنم، پاسخ دهید که من هم دقیقاً نمی دانم چه کار باید کرد، بیا با هم مسئله را حل کنیم. آدم های شاد کسانی هستند که مسائل پیش روی خود را حل شدنی می دانند و به توانایی خودشان در حل مسائل اعتماد دارند.

۴- چه احساسی داشتی؟
یکی از اساسی ترین بخش های شاد بودن، توانایی  فهمیدن و بیان احساسات است. اگر بتوانید احساسات خود را بیان کنید یعنی می توانید آن ها را درک کرده و از دیگران درخواست پشتیبانی کنید. وقتی فرزندتان مشکلی برایش پیش آمده و از چیزی ناراحت است و پیش شما می آید از او در مورد چیزی که ناراحتش کرده سوال بپرسید و با بی توجهی نگویید که” این که چیزی نیست "یا "بیا این بستنی رو بخور”. صحبت کردن در مورد چیزهایی که فرزندتان را ناراحت کرده او را نسبت به احساساتش آگاه تر می کند و موجب می شود از دانسته هایش در مورد احساسات خود به شکل موثر استفاده کند.

 

مقداری از شادی شما به خصوصیات بدنی شما بستگی دارد

 
۵- فکر می کنی او چه احساسی دارد؟
شما می توانید در هر موقعیتی با پرسش سوال در مورد احساسات دیگران، شفقت و دلسوزی فرزند خود را پرورش دهید. دلسوزی و همدلی موجب می شود فرزندان شادتر داشته باشید. آنها روابط قوی تری با دیگران و احساس بهتری نسبت به  خودشان خواهند داشت و زندگی شان معنادار تر می شود.
 
 
۶- چگونه می توانیم به نیمه پر لیوان نگاه کنیم؟
به فرزندان خود یاد بدهید در هر موقعیت مثبت باشند. شاید پرسیدن این سوال از نوجوانان مناسب نباشد اما کودکان از این سوال خوششان می آید. می توانید مثال درست کردن شربت لیمو از لیموترش را برای آن ها بزنید و بگویید مشکلات و ناراحتی ها مثل لیمو ترش می مانند و شما می توانید از آن ها شریت شیرین درست کنید. حالا می توانی برای من یک شریت شیرین درست کنی؟

۷- از کدام قسمت آن می توانیم بیشتر یاد بگیریم؟
در هر موقعیتی، در هر برنامه تلویزیونی، کتاب یا مسافرت چیزی برای یاد گرفتن وجود دارد. افراد شاد، کنجکاو و دائماً در حال یادگیری هستند. می توانید با پرسیدن این سوال آن ها را به فرزندان شاد و کنجکاو تبدیل کنید.

۸- چه برنامه ای برای آخر هفته داری؟
تحقیقات نشان داده که انتظار تجربه های خوب، بیشتر از خود تجربه به ما شادی می دهد. سعی کنید عادت انتظار اتفاق های خوب هر چند کوچک را در فرزندان خود پرورش دهید. کودکی که تمام هفته به خاطر بستنی که قرار است آخر هفته در خانه درست شود هیجان زده است، کودک شادی خواهد شد.

۹- ما چه کار می توانیم کنیم تا کسی را شاد کنیم؟
با فرزند خود به عیادت یک بیمار بروید یا با او در یک کار خیرخواهانه شرکت کنید، این کار باعث می شود او به کارهایی که انجام داده افتخار کند. تحقیقات نشان داده است که بخشیدن باعث ترشح اندروفین در مغز می شود و حال خوبی در فرد ایجاد می کند. فرزندان به این حالت عادت می کنند و می خواهند این حال خوب را دوباره دریابند. سخاوتمندی و بخشش را به زندگی روزمره فرزندان خود اضافه کنید. وقتی با هم بیرون از خانه هستید سعی کنید چیز کوچکی برای دیگران بخرید. برای دیگران نقاشی بکشید. مردم ازخرید برای دیگران بیشتر از خریدن برای خود، خوشحال می شوند و روابط بهتری با دیگران ایجاد می کنند.

 
۱۰- امروز چه برنامه ای برای بیرون رفتن داری؟
بیرون رفتن و انجام فعالیت های بدنی با فرزندان باعث می شود آن ها بیشتر در فعالیت ها مشارکت کنند. ورزش کردن موجب ترشح اندورفین در مغز می شود که فرد را شاد می کند. بهترین راه آموزش ورزش کردن به فرزندان این است که خودتان ورزش کنید. فرزندانی که پدر و مادر آن ها ورزش می کنند با احتمال بیشتری به فعالیت های بدنی روی می آورند. نور خورشید نیز به تقویت قوای ذهنی و خواب بهتر کمک می کند که تاثیر زیادی در شادی فرد دارند.

۱۱- شادترین لحظاتت چه زمانی هایی هستند؟
اگر توجه فرزندان خود را به تجربه هایی جلب کنید که بیشترین لذت را از آن ها برده اند، به آن ها کمک کرده اید که این توانایی را کسب کنند تا بتوانند موقعیت هایی را که از آن لذت می برند ایجاد کنند. محققان حالتی را در انسان کشف کرده اند که در این حالت فرد کاملاً در لحظه حال است و متوجه گذشت زمان نمی شود. این حالت لذت بخش ترین حالت انسان هاست. به فرزندان خود کمک کنید به این حالت برسند. بعضی کودکان هنگام بازی کردن به این حالت می رسند. بهترین حالت وقتی است که فرزندان شما شغلی را پیدا کرده اند که آن ها را در این حالت قرار می دهد. در این صورت آن ها در واقع هیچ وقت کار نمی کنند و از کار کردن لذت می برند.





3- روش های مختلفی برای جایگزینی تنبیه بدنی وجود دارد، از جمله:



کتک زدن یک حرکت آنی است اما گرفتن مزایا از کودک تاثیر گذارتر است


گرفتن مزایا
کتک زدن یک حرکت آنی است اما گرفتن مزایا از کودک تاثیر گذارتر است و آثار بلند مدت‌تری دارد. یکی از مسائلی که والدین پس از مدتی با آن مواجه خواهند شد، ارزیابی سود و زیان کتک خوردن توسط فرزندشان است. بدین معنا که کودک محاسبه می‌کند که اگر فلان کار بد را انجام دهد، مادرش یک سیلی به صورت او خواهد زد. حال آیا انجام آن کار ارزش یک سیلی خوردن را دارد؟

 
اگر از نظر کودک آن کار ارزش داشته باشد، او آن را انجام خواهد داد ولو اینکه می‌داند تنبیه بدنی خواهد شد. اما اگر به جای تنبیه بدنی، شما یکی از مزایا را از فرزندتان بگیرید، او به بالا رفتن هزینه اعمالش پی خواهد برد و از انجام دوباره آن عمل پرهیز خواهد کرد. به فرزندتان بگویید که اگر او رفتار خود را اصلاح کند، مزایا دوباره به او باز خواهند گشت.

نادیده گرفتن
گاه علت کتک زدن از سوی والدین، اذیت و عصبانی شدن آنها از رفتار فرزندشان است. اما توجه داشته باشید که در چنین مواقعی، نادیده گرفتن موثرتر از عکس‌العمل نشان دادن است. نادیده گرفتن برخی رفتارهای غلط کوچک اشکالی ندارد.گاه واکنش در برابر این رفتارها موجب تشدید آنها خواهد شد. البته این بدین معنا نیست که شما نباید در قبال رفتارهای خطرناک فرزندتان عکس‌العملی نشان دهید. اما لازم نیست که به هر رفتاری که فرزندتان برای جلب توجه انجام می‌دهد توجه کنید.

اگر کودک تلاش می‌کند با بهانه گیری و جیغ و فریاد توجه شما را به خود جلب کند، به او توجه نکنید. در عوض بعد از چند دقیقه به او توضیح دهید که او می‌تواند خواسته‌های خود را به شما بگوید و شما حرف‌های او را می‌شنوید.

آموزش مهارت‌های جدید
یکی از مشکلات کتک زدن این است که مهارت‌های جدیدی به کودک آموزش نمی دهد. برای مثال اگر فرزند شما خواهر یا برادر کوچکش را کتک زد و شما نیز متعاقبا او را کتک زدید، مهارت حل مسئله را به او یاد نداده‌اید.

کودکان باید از همان دوران کودکی برخی مهارت‌های پایه نظیر مهارت حل مسئله و کنترل احساسات را فرا بگیرند. اگر این مهارت‌ها از جانب والدین به کودک آموزش داده شود، بسیاری از سوء رفتارها از بین خواهد رفت.

 

گاه علت کتک زدن از سوی والدین، اذیت و عصبانی شدن آنها از رفتار فرزندشان است


پاداش
به جای اینکه فرزندتان را به خاطر یک رفتار بد کتک بزنید، به او برای رفتارهای خوبش پاداش دهید. تقویت رفتارهای خوب، رفتارهای بد را سریع‌تر از بین می‌برد.

می‌توانید هرازگاهی فرزندتان را با پاداشی غافلگیر کنید تا بدین وسیله انگیزه او در اصلاح رفتارهایش افزایش یابد. پاداش باعث می‌شود کودک بر رفتارهایی که باید انجام دهد تمرکز کند نه رفتاری که موجب کتک خوردن او می‌شود.

تعریف و تمجید
به رفتارهای مثبت فرزندتان در طول روز دقت کنید. با دیدن هر یک از آنها، از فرزندتان تعریف و تمجید کنید. برای مثال اگر او در حال بازی مسالمت‌آمیز با خواهر یا برادرش است، این نکته را به او بگویید و از او تشکر کنید. توجه خود را بر رفتارهای مثبت او متمرکز کنید. بدین ترتیب رابطه‌ای مثبت بین شما و فرزندتان شکل خواهد گرفت و کودک نیز برای تکرار رفتارهای خوبش تلاش بیشتری خواهد کرد.




 

 

4- باورهای رایج اشتباه درباره دروغ گویی در کودکان


 

کودکان دروغ گویی را از دو سالگی شروع می کنند و به دفعات به این حربه روی می آورند

 


در همین ابتدا می خواهم سوالی بپرسم. آیا، در دوران کودکی، دروغ گفته اید؟ در صورتی که پاسختان مثبت است، دست هایتان را بالا ببرید. فوق العاده است. شما صادق ترین گروهی هستید که تا به حال دیده ام. در 10 سال اخیر، به بررسی و مطالعه روند یادگیری دروغ گویی در کودکان مشغول بودم و امروز، قصد دارم تعدادی از کشفیاتم را با شما به اشتراک بگذارم.

اما، اول از همه، می خواهم داستان یکی از دوستانم را که مدیر مدرسه ابتدایی است، برایتان بازگو کنم. روزی، آقای مسینا، تماسی تلفنی دریافت می کند. تماس گیرنده به او می گوید که پسرش، جانی، مریض است و نمی تواند آن روز به مدرسه بیاید. مدیر از تماس گیرنده نامش را می پرسد و تماس گیرنده در پاسخ می گوید «من پدرم هستم!»

سه باوری که درباره دروغ گویی کودکان داریم، به صورت خلاصه در این داستان جمع شده اند.براساس باور شماره یک، دروغ گویی کودکان پس از ورود به مدرسه ابتدایی آغاز می شود. نکته دوم بر عدم مهارت کودکان در دروغ گویی و آسان بودن تشخیص دروغ هایشان توسط بزرگ سالان اشاره دارد. برمنبای باور سوم، اگر کودکان از سنین پایین شروع به دروغ گویی کنند در آینده، به صورتی بیمارگونه به دروغ گویی اعتیاد پیدا خواهندکرد و این امر نشان دهنده وجود نقص های شخصیتی در آن هاست. راستش را بخواهید، باید بگویم که هر سه باور فوق اشتباه هستند،

دروغ گویی کودکان؛ نشانه ای از فرایند عادی رشد
طی پژوهشمان، یک بازی حدس زنی را با کودکان اجرا می کنیم. از کودکان می خواهیم تا عددهای روی کارت ها را حدس بزنند. در ادامه، به کودکان می گوییم که اگر برنده بازی شوند، جایزه فوق العاده ای در انتظارشان خواهدبود. در اواسط بازی، به بهانه ای ساختگی از اتاق خارج می شویم. قبل از خارج شدن، متذکر می شویم که نباید به کارت ها دست بزنند. دوربین های مخفی ای در اتاق قرار دارند که همه حرکات این کودکان را ثبت می کنند. از آنجا که میل به برنده شدن در کودکان بسیار قدرتمند است، بیش از 90 درصد از آن ها، به محض خروج ما از اتاق، به کارت ها دست می زنند و اعداد ثبت شده روی آن ها را نگاه می کنند.

مساله مهم زمانی است که به اتاق بر می گردیم و از کودکان می پرسیم آیا در غیابمان به کارت ها دست زده اند و مخفیانه اعداد نوشته شده روی آن ها را دیده اند یا خیر. به نظر شما، کودکان به کارشان اعتراف می کنند و یا دروغ می گویند؟

یافته ها نشان می دهند که 30 درصد از کودکان در این باره دروغ می گویند و 70 درصد به اشتباهشان اقرار می کنند. این آمار برای کودکان سه ساله 50 درصد در مقابل 50 درصد است. اما آمار نشان می دهد که در این مورد، بیش از 80 درصد از کودکان چهارساله به ما دروغ گفته اند؛ پس همان طور که می بینید، دروغ گویی یکی از بخش های عادی فرایند رشد است و برخی از کودکان دروغ گویی را از دو سالگی شروع می کنند.

 

اگر کودکان از سنین پایین شروع به دروغ گویی کنند در آینده، به دروغ گویی اعتیاد پیدا خواهند کرد

 
مواد لازم برای پختن دروغ!
چرا تنها برخی از کودکان کم سال تر دروغ می گویند؟ در آشپزی، برای پختن غذایی خوب به مواد اولیه خوب نیاز داریم. دروغ خوب هم به دو ماده اولیه کلیدی نیاز دارد. نخستین ماده اولیه کلیدی توانایی ذهن خوانی است. ذهن خوانی در فرایند دروغ گویی از اهمت فراوانی برخوردار است؛ زیرا دروغ گویی بر این گزاره مبتنی است: «من می دانم که تو چیزی را که من می دانم نمی دانی».

دومین ماده اولیه کلیدی دروغ گویی خودکنترلی است. منظور از خودکنترلی توانایی کنترل گفتار، حالات چهره و زبان بدن است. یافته های ما نشان می دهند کودکانی که از توانایی ذهن خوانی و خودکنترلی بیشتری برخوردار هستند، در سنین پایین تر شروع به دروغ گویی می کنند و دروغ هایشان نیز پیچیده تر است. این دو ماده اولیه از جمله عوامل مهمی هستند که بر عملکرد ما در اجتماع نیز تاثیر مثبت می گذارند.

درواقع، وجود نقص در این دو توانایی نشان دهنده مشکلات جدی در فرایند رشد فرد است؛ پس هر وقت اولین دروغ فرزند دوساله تان را کشف کردید، به جای نگران شدن خوشحال شوید؛ چون این دروغ نشان دهنده رسیدن کودکتان به مرحله ای حیاتی از فرایند رشدش است!

تشخیص دروغ در کودکان
آیا به نظرتان کودکان دروغ گوهای خوبی نیستند و می توانید به راحتی دروغشان را تشخیص بدهید؟ پس بیایید امتحان کنیم. ابتدا، دو ویدئو برایتان پخش می شود. در این دو ویدئو دو کودک به سوال پژوهشگر جواب داده اند. سوال از این قرار است: «آیا پنهانی پشت کارت را نگاه کردی؟» تلاش کنید تا تشخیص بدهید کدام کودک دروغ می گوید و کدام یک پاسخش برمبنای حقیقت است؟

خب، اگر فکر می کنید کودک ویدئوی شماره یک دروغ می گوید، دستتان را بالا ببرید. حالا همین درخواست را درباره کودک ویدئوی شماره دو دارم.

خیلی خب، راستش را بخواهید، حدس اکثرتان اشتباه بود. به نظر می رسد بسیاری از شما توانایی چندانی در تشخیص دروغ گویی کودکان ندارید. ما این آزمایش را با بزرگ سالان مختلفی از دانشجویان رشته حقوق و فارغ التحصیلان مقاطع کارشناسی رشته های مختلف که تجربه چندانی از معاشرت با کودکان نداشتند و مددکاران اجتماعی و پرستاران که با کودکان و رفتارهایشان بیشتر آشنا هستند تکرار کردیم. نتایج آزمایش در همه موارد یکسان و مشابه نتیجه آزمایش فعلی مان در این سالن بود. حتی نتیجه تشخیص، افسران پلیس، قضاوت و از آن مهم تر، والدین هم درست نبود

 

حالت چهره کودکان هنگام دروغ گفتن معمولا خنثی است

 
آیا واقعا می توان دروغ گویی کودکان را تشخیص داد؟
چرا تشخیص دروغ گویی کودکان تا این حد دشوار است؟ حالت چهره کودکان هنگام دروغ گفتن معمولا خنثی است. اما پشت این چهره خنثی غلیان احساسات و هیجان در جریان است. احساس ترس، گناه، خجالت و حتی شاید اندکی سرخوشی ناشی از دروغ در پس حالت خنثی چهره کودکان پنهان شده است.

در پنج سال اخیر، تلاش های زیادی کردیم تا راهی برای آشکارسازی این احساسات پیدا کنیم. می دانیم که زیر پوست صورتمان شبکه ای غنی از رگ های خونی وجود دارد. هنگامی که احساسات مختلف را تجربه می کنیم، جریان خونمان دچار تغییراتی ظریف می شود. یک سامانه خودکار مسئول پیاده سازی این تغییرات است. این سامانه خارج از کنترل آگاهانه مان قرار دارد.

با بررسی تغییرات جریان خون در صورت می توانیم احساسات انسان ها را تشخیص دهیم. متاسفانه، این تغییرات چنان ظریف هستند که تشخیص آن ها با چشم غیرمسلح ممکن نیست. برای رفع این مشکل، اقدام به طراحی و تولید فناوری جدیدی در حوزه تصویربرداری با نام « تصویربرداری نوری بین پوستی» کردیم.

این فناوری ارزان، غیرتهاجمی و در دسترس است.
نتایج نشان داد که جریان خون زیر پوست گونه های انسان ها، هنگام دروغ گفتن، کاهش می یابد. در این شرایط، جریان خون زیر پوست بینی افزایش می یابد. نام بامسمای «اثر پینوکیو» را برای این تغییرات انتخاب کردیم.

در حال حاضر، این فناوری در مراحل اولیه توسعه قرار دارد و به احتمال زیاد کاربردهای زیادی خواهدداشت که در این لحظه به ذهنمان هم خطور نمی کنند. اما من از یک چیز مطمئن هستم. در آینده، دروغ و دروغ گویی هم تغییر خواهدکرد.

 

 



5-  تربیت کودک از چه سنی باید اعمال شود؟